انشا درباره تابستان کرونایی (انشا در مورد تابستان با کرونا)

انشا درباره تعطیلات تابستان کرونایی

موضوع انشا درباره تابستان کرونایی یکی از موضوعات جذاب و متفاوت برای مدارس است. در این نوشته چند انشا درباره تعطیلات تابستان کرونایی تقدیم شما می شود.

فصل تابستان با فاصله گرفتن از درس و مدرسه فرصت خوبی است تا دانش آموزان تعطیلات را با تفریح و خوشگذرانی بگذرانند. تا قبل از آمدن ویروس کرونا می شد به مسافرت رفت و حال و هوایی عوض کرد، اما گذراندن تابستان با کرونا شرایط را عوض کرده و کمی سخت شده است. در این مطلب، چند انشا در مورد تعطیلات تابستان با کرونا را در اختیار شما عزیزان قرار داده ایم که می توانید برای نوشتن انشا در مورد تابستان با کرونا از آنها استفاده کنید.

چند انشا در مورد تعطیلات تابستان کرونایی

برای نوشتن انشا درباره تابستان با کرونا تا انتهای مطلب همراه ما باشید. همچنین پیشنهاد می کنم مطلبی که در مینویسم درباره سرگرم کردن کودکان در خانه در دوران کرونا وجود دارد را مطالعه نمایید.

انشا درباره تعطیلات تابستان در کرونا

هر سال تابستان که می شد، بهترین حس دنیا را داشتم، دیگر مجبور نبودم هروز از خابم بزنم و به مدرسه بروم. اما این فقط یک بخش از دلخوشی های تابستان بود. رفتن به پارک و بازی کردن با دوستان در حیاط و کوچه، دوچرخه سواری، مهمانی های مختلف و از همه مهمتر رفتن به مسافرت. اما تابستان امسال کرونا همه چیز را عوض کرده، دیگر با تمام شدن امتحانات حس خاصی نداشتم، چون کل سال را در خانه بصورت آنلاین گذراندیم. جدا از درس و مدرسه این را می دانم که تا کرونا تمام نشود قرار نیست به جایی برویم و از مسافرت خبری نیست. چون تعداد مبتلایان کرونا خیلی زیاد شده و مسافرت وضعیت را بدتر می کند. امسال حتی اجازه کوچه رفتن و بازی با دوستانم را هم نداشتم، چون ممکن بود یکی از ما بچه ها در محیط بیرون آلوده شد و ناقل کرونا باشد.

من و پسر عموم با هم همسن هستیم و هرسال تابستان که می شد بیشتر اوقات باهم بودیم، اما در تابستان کرونایی امسال فقط با تماس تصویری باهم در ارتباط بودیم. حتی تولد او را از پشت گوشی جشن گرفتیم و کلی دست زدیم. مادرم می گوید کرونا که تمام شود همه چیز به حالت عادی بر می گردد و دوباره دور هم جمع خواهیم شد. من بی صبرانه منتظر آنروز هستم حتی اگر قرار باشد هروز ساعت 7 به مدرسه بروم.

انشا در مورد تابستان کرونایی من

می خواهم یک انشا در مورد تابستان با کرونا بنویسم، قبول دارم که زندگی قبل از کرونا خیلی بهتر و شیرین تر بود اما کرونا خوبی هایی هم داشت. امسال تابستان من تصمیم گرفتم از فرصت استفاده کنم و بیشتر کتاب بخوانم. در کنار کتاب های درسی، یک عالمه کتاب جدید خواندم و کلی به معلوماتم اضافه شد. من هر سال تابستان به کلاس شنا کلاس شنا می رفتم که با امدن ویروس کرونا، کلاس من هم تعطیل شد، اما در عوض وقت هایی که مادرم آشپزی می کرد پیش او و می ایستادم و کلی غذاهای خوشمزه یاد گرفتم.

در تابستان کرونایی امسال، در باغچه حیاط گل کاشتم و وقتی جوانه زد فهمیدم که چقدر به گل و گیاه علاقه دارم. هروز به آنها رسیدگی می کردم و با هرجوانه ای که می زد اشتیاقم بیشتر می شد.

در تابستان کرونایی امسال با ماندن در خانه یک عالمه بافت مو از اینترنت یاد گرفتم که فقط منتظرم کرونا تمام شود و من با مدل موهای مختلف به مهمانی بروم. امسال تابستان از عروسی هم خبری نبود، امیدوارم هر چه سریعتر کرونا از بین برود و دوباره برای رفتن به عروسی فامیل های نزدیک ذوق داشته باشیم.

این بود انشا در مورد تابستان کرونایی امسال.

انشا درباره تابستان کرونایی را چگونه گذراندید

در تابستانی که با کرونا گذشت قدر خیلی از معمولی ترین چیزها را دانستم، قدر بیرون رفتن و خوردن ساندویچ با دوستان، قدر مهمونی رفتن و شب نشینی های طولانی، رفتن به استخر و آب تنی واسه خنک شدن تو گرما. تا قبل از آمدن کرونا چقدر راحت می شد به مسافرت رفت و از فضای بیرون لذت برد. اما حالا همه کارهای بیرون از خونه با استرس همراهه.

خیلی ها هم مثل مهین خانوم همسابه ما، فقط استرس کرونا رو داشتند و اصلا رعایت نمی کردن، بدون ماسک میرفتن خرید، روبوسی می کردن، حتی به مسافرت می رفتند، اما از وضعیت کرونا و رعایت نکردن پروتکل های بهداشتی بعضی افراد ناراضی بودند.

تعطیلات تابستان در کرونا آن هم در شرایط کم آبی خیلی شرایط را سخت تر کرده بود، آنهم در ضعیتی که باید همه چیز را تمیز و ضد عفونی می کردیم. گاهی هم آب قطع می شد و باید چند ساعتی منتظر می موندیم تا وسیله ها ضدعفونی بشن بعد از اونها استفاده کنیم. تو تابستان کرونایی خیلی به مناطق محروم فکر می کردم که اونها چطور با هوای ناسالم و آب آلوده در کنار کرونا سَر می کنن و دعا میکردم که زودتر کرونا تموم بشه و دوباره با خیال راحت زندگی کنیم.

موضوع انشا درباره تابستان کرونایی برای ابتدایی

وقتی معلم به ما گفت درباره کرونا و تابستان انشا بنویسید اول نمی دانستم چه چیزی بنویسم. اما کمی فکر کردم و تصمیم گرفتم از کارهایی که تابستان امسال انجام دادم بنویسم. ما هر سال تابستان به محض تعطیل شدن مدرسه ها یک مسافرت یک هفته ای به شمال می رفتیم اما امسال نرفتیم. ما خیلی اصرار کردیم اما پدرم قبول نکرد. پدرم همیشه نگران سلامتی ماست. به خصوص امسال که خیلی از فامیل های ما کرونا گرفتند. ما تصمیم گرفتیم که در ساعت های خلوت شب به پیاده روی برویم. خیلی هم بد نگذشت اما استرس این که کرونا بگیریم خیلی بد بود و اینکه همه جا باید ماسک بزنیم. اما این روزها هم تمام می شود و تنها خاطره ای از آن باقی می ماند. یکی از کارهای مفیدی که امسال انجام دادم این بود که کلاس آنلاین تمبک ثبت نام کردم و الان می توانم به راحتی تمبک بزنم. شاید اگر کرونا نبود من حوصله کلاس رفتن نداشتم. پس کرونا در این یک مورد به نفع من شد.

انشا درباره تابستان کرونایی من

امسال تابستان مثل سال های قبل نبود. امسال تابستان تعداد خبرهای بدی که از فوت آشنایان و اقوام میشنیدیم بسیار زیاد بود. ولی من از این تابستان کرونایی درس های زیادی گرفتم. فهمیدم که باید قدر با هم بودن و در کنار هم بودن را بیشتر بدانیم و همیشه یادمان باشد که فرصت زندگی محدود است. امسال تابستان ما نتوانستیم به مسافرت برویم اما در عوض کلی فیلم خوب نگاه کردیم و خیلی وقت ها بازی های خانوادگی انجام دادیم. به جای اینکه به پارک و مکان های شلوغ برویم بعضی وقت ها در پشت بام خانه مینشستیم. به طور کلی امسال تابستان همه چیز شکل دیگری بود. خیلی ها هم رعایت نمی کردند اما به نظر من اگر همه رعایت کنند به زودی کرونا تمام می شود و همه چیز به روال عادی برمیگردد. دوباره به مدرسه می رویم و دوستانمان را می بینیم. به امید پایان کرونا.

انشای تابستان کرونایی برای دانش آموزان

درس خواندن در خانه برای ما بچه های ابتدایی خیلی سخت بود. در کلاس معلم بهتر توضیح می دهد و یادگیری راحتتر است. من درس خواندن با گوشی را دوست ندارم چون آدم کلافه می شود. تابستان هم خیلی خوش نگذشت زیرا مادرم به من اجازه نمی داد به کوچه بروم و با بچه ها بازی کنم و من همیشه از پشت پنجره آن ها را نگاه میکردم و افسوس می خوردم. امسال که شنیدم قرار است مدرسه ها حضوری شود خیلی خوشحال شدم. اما مادرم می گوید تا وقتی که مطمئن شود همه واکسن زده اند نمی گذارد من به مدرسه بروم. خلاصه که مادر من خیلی حساس است. اما من میدانم که صلاحم را می خواهد. دلم خیلی برای مدرسه رفتن تنگ شده گرچه الان می توانم بیشتر بخوابم و دیگر مجبور نیستم صبح زود بیدار شوم اما مدرسه با دوستانم خیلی خوش میگذشت.

همچنین بخوانید: انشا درباره پایان کرونا

انشا کوتاه در مورد تعطیلات تابستان کرونایی

امیدوارم امسال آخرین سالی باشد که اسم کرونا را می شنویم. به قول مادربزرگم برود و برنگردد. امسال تابستان مادرم کرونا گرفت و من روزهای خیلی بدی را گذراندم. از یک طرف نگران حال مادرم بودم و از طرف دیگر نمی توانستم به او نزدیک شوم و باید با ماسک در خانه رفت و آمد می کردم. خیلی ترسیده بودم اما خداروشکر که مادرم خوب شد و من خیلی خوشحالم که همه چیز مانند قبل شد. اما این روزهای بد به من یاد داد که چقدر سلامتی نعمت بزرگی است که گاهی ما قدرش را نمی دانیم. بعضی وقت ها فکر می کنیم که خوشبختی فقط پول است و قدر نعمت های کوچک را نمی دانیم.

 

ممکن است شما دوست داشته باشید
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.