دلنوشته کربلا نرفته ها (متن غمگین برای افرادی که در آرزوی کربلا هستند)

متن دلنوشته برای افرادی که کربلا نرفته اند

رفتن به کربلا به خصوص در روزهای محرم، آرزوی مسلمانان و مومنان می باشد. در این مقاله تعدادی دلنوشته برای کربلا نرفته ها برای شما عزیزان آماده کرده ایم.

وقتی به روز های محرم و شهادت امام حسین (ع) نزدیک می شویم، دلمان هوای کربلا و زیارت امام حسین (ع) را می کند. مسلمانان زیادی تاکنون به کربلا رفته اند، و افرادی هم هستند که در آرزوی کربلا و زیارت ضریح امام حسین می باشند و هر سال در  دعا کردن هستند تا امام حسین آن ها را به ضریحش دعوت کند و آن ها به خواسته قلبی و آرزوی خود برسند. در این پست مجموعه دلنوشته کربلا نرفته ها به شما ارائه می شود، با ما همراه باشید.

مجموعه متن دلنوشته برای کربلا نرفته ها

دلنوشته ی زیبا برای کربلا نرفته ها

می گویم از کنار زیارت نرفته ها

بالا گرفته کار زیارت نرفته ها

اشک و نگاه حسرت و تصویر کربلا

این است روزگار زیارت نرفته ها

امسال اربعین همه رفتند و مانده بود

هیات در انحصار زیارت نرفته ها

انگار بین هیات ما هم نشسته بود

زهرا به انتظار زیارت نرفته ها

در روز اربعین همه ما را شناختند

با نام مستعار «زیارت نرفته ها»

اما هزار مرتبه شکر خدا که هست

مشهد در اختیار زیارت نرفته ها

باب الحسین قسمت آنان که رفته اند

باب الرضا قرار زیارت نرفته ها

غم می خورم برای دل رهبرم که هست

تنها طلایه دار زیارت نرفته ها

متن دلنوشته کربلا نرفته های

هر که باشد در دلش حال و هوایت بیشتر
گریه خواهد کرد بین روضه‌ هایت بیشتر

آرزوی مکه رفتن هم به جای خود ولی
آرزو دارم بـیـایم کـربـلایت بیشتر

حسرت کرب و بلایت می‌ کشد آخر مرا
حسرت شش گوشه و صحن و سرایت بیشتر

کاش باشی وقت جان دادن تو بر بالین من
می‌ شوم آن روز محتاج دعایت بیشتر…

متن دلنوشته برای کربلا نرفته ها

خرج تو می کنم دلتنگی هایم را، به امید دیدار کربلای تو …

من دلم نازک است و زود می گیرد…

اما ایمانم اگر به چیزی بند کند، دیگر هیچ حرفی نمی تواند آن را سست کند؛

ایمان دارم وقتی دلم عجیب برای تو تنگ می شود …

وقتی عجیب دل هوای دیدارت دارد …

وقتی عجیب جاذبه ی قلبم به سوی توست …

آن لحظه نوشته می شود به پایم ثواب زیارتت!

و دلم قرص می شود که تو را از همین اتاقم و پشت پنجره ای نیمه باز زیارت کرده ام…

وقتی که نسیم، موهایم را نوازش می کند…

به خودم تلقین می کنم که تو صدایم را شنیده ای و قدری از هوای ملکوتی بین الحرمینت را برای دل خسته ام فرستاده ای…

من به همین چیزها دل خوش کرده ام و گرنه که تا بحال از غم دوریت …

دلم به حال خود می سوزد…

دلم می سوزد که نمی توانم از نزدیک ببویمت…..

عطر سیب حرمت آرزوست …

شعر و دلنوشته برای کربلا نرفته ها

سالیانی هست از عشق تو تب دارم هنوز
نام زیبای تو را بر روی لب دارم هنوز

ذره ای از تربتت را زیر لب بگذاشتم
بعد از آن در کام خود طعم رطب دارم هنوز

عهد کردم تا فقط با تربتت خوانم نماز
این روال کهنه را هر روز و شب دارم هنوز

رو به قبله می کنم هر صبح, این کارم شده
دست بر سینه, به تو عرض ادب دارم هنوز

روضه و سینه زنی گردیده کار هر شبم
گریه بر داغ تو را چون مشق شب, دارم هنوز

بار آخر, زیر قبه, هست یادت حاجتم؟
یک شب جمعه حرم, از تو طلب دارم هنوز

دلنوشته خاص برای کربلا نرفته ها

کربلایت به خدا قبله ی دل هاست حسین

شب جمعه حرمت محشر کبراست حسین

مادرت آمده با ذکرِ بُنَیَّ قَتَلوکْ

عطر سیب حرمت جلوه ی زهراست حسین

حوریان از غم تو لطمه به صورت بزنند

روضه خوان حرمت اکبر لیلاست حسین

هر که آمد به حرم تا که شهادت خواهد

او سفارش شده ی زینب کبراست حسین

تا که بر نیزه سرت همسفر زینب شد

خواهرت بین حرامی تک و تنهاست حسین

بی گمان فاطمه بعد حرم زیبایت

زائر و گریه کن حضرت سقاست حسین

سینه زن های تو دل تنگ محرم هستند

روزی گریه ما دست تو آقاست حسین

نوکران را بطلب یک شب جمعه به حرم

حرمت تا به ابد آرزوی ماست حسین

دلنوشته کوتاه برای کربلا نرفته ها

همه رفتند و من از هجر تو هق هق کردم

بخداحضرت ارباب ز غم دق کردم

کاش همراه تمام رفقا می رفتم

پا برهنه ز نجف تا کربلا می رفتم

خستگی در وسط راه چه لذت دارد

زائرت در نظر فاطمه عزت دارد

بیشتر بخوانید: متن دلتنگی برای کربلا

مناجات برای کربلا نرفته ها

دلم هوای تو دارد سرم هوای ضریح
خدا کند که بمیرم شبی به پای ضریح

هنوز مانده اثرهای بوسه ای که زدم
برای دفعه ی اول به جای جای ضریح

همیشه حسرت دیرينه ای میان دلم
که کاش زندگیم را دهم برای ضریح

رواق و گنبد و صحنت به جای خود اما
نفس نفس زدنم شد فقط برای ضریح

حریم و صحن و سرای تو برتر از عرش است
حریم و صحن و سرایت، فقط سوای ضریح

ضریح تو به خدا عرش کبریای خداست
تمام بود و نبودم شود فدای ضریح

نوشت روی ضریحت گدا به خطی از عشق
دلم هوای تو دارد سرم هوای ضریح

متن دلنوشته کربلا نرفته ها

متن دلنوشته و مناجات کربلا نرفته ها

لرزانده غربت تو دل روزگار را
برده است داغت از دل عالم قرار را
شکر خدا به روز جزا دست ما پر است
پر کرده ایم از غم تو کوله بار را
ما روضه توايم و دگر هیچ نیستیم
از ما مپرس نام و نشان و دیار را
یک عمر با خیام تو ما تیر خورده‌ ایم
این زخم‌ ها گواه شده شوق یار را
باران گریه آمد و دل زنده شد حسین
آباد می‌کند غم تو شوره‌ زار را
ای کاش خاک پای تو باشیم عاقبت
تا تاج سر کنیم همین افتخار را
ما کربلا نرفته ز دنیا نمی‌ رویم
ما را ببر، تمام کن این انتظار را

متن ناب و دلنوشته برای کربلا نرفته ها

به هوای کرب و بلا محتاجم
می گویند زن های عرب دلشان که می گیرد
غصه که می افتد به جانشان، راه کج می کنند سوی حرم تو آقا!
می نشیند یک گوشه چادرشان را روی صورتشان می کشند
هی می گویند یا عباس ادرکنی
ادرکنی بحق اخیک الحسین
می گویند شما کاشف الکرب حسینی
می گویند هر که می رود کربلا غم های دلش
حواله می شود به سوی حرم شما
عقده های دلش باز می شود در آن صحن، دلش آرام می گیرد…
یا عباس!
کرب هایم را برایت آورده ام
غصه هایم را آورده ام
راهی به کربلا ندارم مانده ام در این شهر پر التهاب.
مانده ام در این خستگی
نذر کرده ام برای دل خسته ام
نذر کرده ام بنشینم گوشه ای و برای دل خسته ام بخوانم:
“یا کاشِفَ الْکَرْبِ عَنْ وَجْهِ الْحُسَیْنِ اِکْشِفْ کَرْبی بِحَقِ اَخْیکَ الْحُسَیْنِ” .
دریاب این دل را…

دلنوشته کربلا نرفته ها

چند سالی در فراق کربلایت مانده ام

در فراق گنبد و صحن و سرایت مانده ام

بار سنگین گناهانم بُوَد بر شانه ام

لطف تو بوده که در حال و هوایت مانده ام

این همه پیمان شکستن های من را دیده ای

من فقط در حسرت لطف و سخایت مانده ام

این همه نا مهربانی ها تو از من دیده ای

در تعجب ز آن همه مهر و وفایت مانده ام

جان زهرا گوشه چشمی بر دل زارم نما

هر چه هم بد باشم اما در عزایت مانده ام

دلنوشته در مورد کربلا نرفته ها

حسین جان
به تاوان خوردن کدامین میوه ممنوعه مرا از بهشت کربلایت محروم می کنی؟
این روزها خوب دعوتنامه برای عشاقت می فرستی …
و اما نگاه روسیاهانی چون من به دستان کریمانه ات دوخته شده
از کودکی یاد دارم که رسم کریمان این بود که وقتی جلوی چشم یک بچه، عزیز دلشان را نوازش می کردند و او را تحفه ای می بخشیدند؛ نگاهی هم به چشم های دوخته شده آن کودک به دستشان “هرچند هم که بچه بدی بود” می کردند
دستی هم بر سر او می کشیدند چیزی هم از کرم به او می بخشیدند
چشمشان را روی زشتی و بدی بچه می بستند و امیدش را ناامید نمی کردند…
مولایم داری به عزیزان دلت برات کربلا می دهی؟
ببین چشمانم به دستانت دوخته شده…
چشم های پر از حسرتم را نگاه کن…
حسین جان تا کی خودم را لابه لای نوشته های حسرت بارم سرگرم کنم؟؟؟؟ تا به کی در رویای شیرین کربلا بسوزم؟
دلم شکسته آقا…فدای سرتان… من که جز شما کسی را ندارم

یک دلنوشته برای کربلا نرفته ها

آه ای کربلا!!!
چقدر تو بی وفایی…
نه وفا کردی به عباس..
و نه به این دل پر احساس…

چقدر ازت خواستم
دوباره زود بیام پیشت
ولی همش خبر میاد
دوستام فقط میان پیشت

فقط میای به خوابمو
آتیش میدی این قلبمو
غصه نمی خورم آخه
شیرینه رویاهای تو

دلنوشته زیبا و کوتاه برای کربلا نرفته ها

شبی ساکت و دلگیر خودم بودم و قلبی که ز غم بسته به زنجیر و هنگام اذان بود که پیچید در آفاق یکی نغمه تکبیر نوشتند، که هنگام اذان دست به دامان خدا باش و مشغول دعا باش و گفتم به خدا بین دعایم که دلتنگ اذان حرم کرببلایم.

باز شب جمعه شد و من و حرم ارباب و یک آه از درون سینه

کاش کربلا بودم…

اللهم ارزقنی زیارة قبر الحسین (ع)

شعر کوتاه برای کربلا نرفته ها

نشدم نوکر خوبی به درت حق داری

اربعین داغ حرم را به دلم بگذاری

من ندانم که چگونه روزیم خواهی کرد

دل غمدیده ی من کرببلا می خواهد

دلنوشته ای درباره کربلا نرفته ها

کرب و بلا چه سِرّیه بازم جاموندم

من چه شب هایی رو با اشک به صُبح رسوندم

کرب و بلا خسته ام از فراق و دوری

من صبر ایوب ندارم بسه صبوری

منو شکسته است بالی بده به قلبم حالی

دور ضریحت غوغاست جای من امشب خالی

حرم غروب کرب و بلا خواب خوب هر شبم

حرم پُر از برو و بیا خواب خوب هر شبم

حرم ضریخ کبوتر ها خواب خوب هر شبم

ممکن است شما دوست داشته باشید
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.