مجموعه زیباترین شعر ها برای روضه حضرت عباس علیه السلام

در این مطلب مجموعه زیباترین شعرها برای روضه حضرت عباس علیه السلام را مشاهده می نمایید.

اشعاری که در این مطلب برای شما جمع آوری کرده ایم از زیباترین شعر هایی است که در وصف فداکاری و رشادت های ایشان سروده شده که می توانید در مراسم سوگواری آن حضرت از آنها استفاده نمایید.

سلام به دوستان عزیز مینویسم، پیشاپیش فرارسیدن ماه محرم الحرام؛ تاسوعا و عاشورای حسینی را تسلیت عرض می نماییم و امیدوارم  تاعات و عبادات تان در این ایام مورد قبول حق تعالی قرار بگیرد برخی در این ایام با نذر نمک برای حضرت ابوالفضل و برخی با برگزاری مراسم عزاداری و خواندن اشعار در وصف آن حضرت به سوگ می نشینند. در این پست مجموعه ای از زیباترین شعرهایی که برای روضه خوانی در مراسم حضرت عباس (ع) (حضرت ابوالفضل) مناسب می باشند را با شما عزیزان به اشتراک می گذاریم. پیشنهاد می شود از اشعار زیبا در وصف امام حسین (ع) و شعر ترکی برای حضرت ابوالفضل بازدید نمایید.

قشنگترین شعرها برای روضه حضرت عباس علیه السلام

کلید قفل  مشکل هاست عباس
به مردی شهره دنیاست عباس

مروّت ریزه خور خوان لطفش
فتوّت صورت و معناست عباس

حسین بن علی را عبد صالح
ولی بر ماسوی مولاست عباس

به دشت کربلا آرامش دل
برای زینب کبراست عباس

بود بدر منیر هاشمیّون
که زیباتر ز هر زیباست عباس

برای حفظ آیین محمد
شکوه روز عاشورا ست عباس

به میدان شجاعت اشجع الناس
که غیرت قطره و دریاست عباس

گذشت از آب و کسب آبرو کرد
اگر چه ساقی و سقاست عباس

اگر دستش جدا شد غم ندارد
که دست آویز ما فرداست عباس

 بزن بر دامنش دست توسل
که در جود و سخا آقاست عباس

+*شعر روضه حضرت ابوالفضل العباس*+

شب تاسوعاست ، شب عباس است

اشک عزا بریزید شام عزاست امشب
نام حسین و عباس مشکل گشاست امشب

باب الحوائج عبّاس حاجت دهنده ماست
دارنده حوائج حاجت رواست امشب

ای دیده گریه ها کن، ای دل تو ناله ها کن
با سوز دل دعا کن وقت دعاست امشب

ای که دلت شکسته ، غم به دلت نشسته
ای دردمند خسته دردت دواست امشب

باب الحوائج ما ، یا حضرت ابوالفضل
آن دل که از تو دور است دور از خداست امشب

مَرضای مسلمین را مد نظر بگیر تا
این محفل از وجودش دارالشفاست امشب

دلها همه پریشان ، هر دیده گشته گریان
هر گوشه ای از ایران ، چون کربلا ست امشب

امشب خدای قهار در ماتم علمدار
جن و ملک عزادار ، شام عزاست امشب

+*متن روضه حضرت عباس حاج حیدر خمسه*+

”اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ وعَجِّلْ فَرَجَهُم”

“اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى صاحبِ الدَّعوَهِ النَّبویَّه،وَ الصَّولَهِ الحَیدریَّه، و العِصمَهِ الفاطِمیَّه، و الحِلمِ الحَسَنِیَّه،و الشّجاعَهِ الحُسَینِیَّه”

از آسمانِ هفتم اگر سر بر آورم

اعلام می کنم که فقط خاک این درم

مِهر تو بود، شیره ی جان در وجودِ من

از لحظه ای که شیر به من داد مادرم

من از دَرِ سرای تو جایی نمی روم

حتی اگر جواب کنی باز نوکرم

گیرم که خاکِ پایِ مرا کیمیا کنند

خاک درت اگر نشوم خاک بر سرم

گیرم که خاکِ پایِ مرا کیمیا کنند

خاک درت اگر نشوم خاک بر سرم

*سقای دشتِ کربلا اباالفضل، دستش شده از تن جدا اباالفضل…*

رفتی و بی سر و پاها همگی شیر شدند

با من و عمه، سَرِ پوشیه درگیر شدند

فاطمیاتِ حرم یک شبه تحقیر شدند

دختران پایِ سر تو همگی پیر شدند

نیزه از حنجرِ آشفته ی تو کار کشید

رفتی و کارِ عقیله سَرِ بازار کشید

“زجر ول‌کن نبود؛ حرمله می‌زد

دخترک را بدونِ فاصله می‌زد”

رفتی و خون به دلِ دخترِ زهرا کردن

گره ی روسریِ دخترکان وا کردن

دَمِ دروازه عجب هلهله بر پا کردن

محملِ عمه ی سادات تماشا کردن

نوه ی فاطمه دنبالِ جواب است عمو

جایِ ما در وسطِ بزم شراب است عمو !؟

حسین….

+*شعر روضه حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام*+

تا علمدار افتاد
خنده از اشک رباب بر لب انظار افتاد

گریه مى کرد حسین
آنطرف بین حرم دخترکى زار افتاد

پیکرش درهم شد
گذر تیغ بر آن پیکر خون بار افتاد

سرش از هم پاشید
و حسین از غمش این بار به اجبار افتاد

تن او کم شده است
تکه هاى بدنش…واى…چه بسیار افتاد

لب او خونین است
روضه اى که زده آتش به ملائک این است

قامت او تا شد
چشم ارباب به آن سرو خمیده وا شد

اثر از خوودش نیست
فرق عباس چنان فرق سر مولا شد

تیر بر چشمش بود
چقدر نیزه و شمشیر بر آن تن جا شد

از جگر آه کشید
تا حسین آه کشید هلهله اى بر پا شد

گفت: اى ماه جبین
خیز از جا که دگر قامت زینب تا شد

گره بر معجر زد
تا که افتاد زمین پیکر تو بر سر زد

+* روضه درباره حضرت عباس (ع) *+

روضه حضرت عباس (ع)+* شعر زیبا برای روضه حضرت عباس (ع) *+

«آب از دست تو سقا به خدا حیران است
مشک و تیر و علمت تا به ابد گریان است

تک یل حیدری و بر تو بنازد زینب
با نگه صف شکنی کین طرق شیران است

ادب از مکتب تو درس ادب را دیده
معرفت را زتو‌ای جان اخا، بنیان است

همه اهل حرم از بودن تو دلگرمند
هیبت حیدری ات دلخوشیه طفلان است

باورم نیست که اینگونه زمین گیر شوی‌
ای برادر به خدا داغ تو صد چندان است

دم آخر چه شده بانگ اخا سر دادی؟
رمقی نیست به پایم بدنم لرزان است‌

ای علمدار چه می‌بینمو باور نشدم…
دست تو گشته جدا تیر در این چشمان است

حال با غربت خود گو چه کنم عباسم
ز ازل بین من و تو به خدا پیمان است

پاسدار حرم و لشکر من بعد از تو
غارت خیمه و آتش زدنش آسان است

بشکستی کمرم داغ برادر سخت است
سخت‌تر اینکه عدو بر غم من خندان است»

+* شعر های روضه حضرت عباس علیه السلام (ع) *+

شعر برای روضه حضرت عباس

+* شعر برای روضه حضرت عباس *+

راهی کربلا دل شیدا نمی شود

این نامه جز به دست تو امضا نمی شود

من با نسیم پرچم تو زنده ام حسین

این زندگی بدون تو آقا نمی شود

با تو همیشه آبرویم حفظ می شود

هر کس که شد گدای تو رسوا نمی شود

بی مزد از درِ تو گدا برنگشته است

دیگر کسی شبیه تو پیدا نمی شود

نعم الامیر دست مرا زودتر بگیر

خورده زمین که بی تو ز جا پا نمی شود

خیلی دلم گرفته شبیه غروب شهر

بی گریه بر غمت دل ما وا نمی شود

اصلا خودت بگو که به دردی نمی خورد

چشمی که در عزای تو دریا نمی شود

تکیه زدی به نیزه غربت در آن مصاف

دیگر کسی شبیه تو تنها نمی شود

حق داشتی که علقمه پیرت کند حسین

دیگر شبیه تو کمری تا نمی شود

+* شعر برای روضه حضرت عباس (ع) *+

عکس بین الحرمین *+ شعر های زیبا در مدح حضرت عباس قمر بنی هاشم+*

نه آب آمده نه آبرو گذاشته اند

حدود دین خدا را فرو گذاشته اند

نماز خون خدا با تیمم و این قوم

چه قدر مشک برای وضو گذاشته اند

عمو از این همه مشکی که آمده خیمه

از اصغر است همان را که رو گذاشته اند

هنوز شانه به دست است دختری در دشت

مردد است برای تو مو گذاشته اند؟

چه قدر تیر که از جنگ با علی اکبر

ذخیره کرده برای عمو گذاشته اند

چگونه داد زدی که برادرم دریاب

مگر برای تو اصلاً گلو گذاشته اند؟

+* زیباترین اشعار ادبی برای روضه حضرت عباس *+

عکس زییا از گنبد حرم حضرت ابوالفضل

+* شعر های جدید برای روضه حضرت عباس *+

دلش شکست

وقتی کنار علقمه سقا دلش شکست

دیگر بهانه داشت که دریا دلش شکست

در خیمه دیده بود عطش موج می زند

حس کرد تا کمی خنکا را دلش شکست

دریا برای بوسه زلب هاش تشنه بود

یک لحظه، یک امید،نه، دریا دلش شکست

مشکش پر آب کرد و روان شد به خیمه ها

اما چه شد چه دیدخدایا دلش شکست

از بس که کرده بود تمنا ز مشک، تا

تیری رسید،مشک هم آنجا دلش شکست

ناگه عمود آمد و بر فرق او نشست

سقا سرش شکسته و زهرا دلش شکست

چشم حسین بر ره و این صحنه را که دید

آیا قدش شکست خدا یا دلش شکست

یک لحظه خوب زینب خود را نگاه کرد

یا یاد روزهای مبادا دلش شکست

+* قشنگ ترین روضه حضرت عباس (ع) *+

گنبد حرم حضرت عباس

+* شعر برای روضه جانسوز حضرت عباس (ع) *+

ناز این دلبر خوش چهره کشیدن دارد
نمک عشق اباالفضل چشیدن دارد

تیغ کافیست، ترنج از سر راهم بردار
مات یوسف شدن انگشت بریدن دارد

راضی ام! زلف بیفشان و زمین گیرم کن
صید تو ظرفیت درد کشیدن دارد

هروله سعی وصفا، یاد تو انداخت مرا
صحن بین الحرمین ست دویدن دارد

حق بده، دست به سوی کمرش بُرد حسین
داغ تو داغ بزرگی ست،خمیدن دارد

اضطراب حرم ازتشنگی مشک تو نیست
بی علمدارشدن، رنگ پریدن دارد

سربازار نباید به تو می خندیدند
جگر گریه گریبان دریدن دارد

اشکهایت سرنی حرف دل زینب بود
مگر این چادر پر وصله خریدن دارد

+* شعر های زیبا برای روضه حضرت عباس *+

دعا کن دلم بوی باران بگیرد

و این درد جانسوز درمان بگیرد!

دعا کن دلم رنگ آیینه گردد

و تنهایی از عشق پایان بگیرد!

+* التماس دعا *+

ممکن است شما دوست داشته باشید
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

1 نظر
  1. محمودب می گوید

    ما به پژمردن هر یاس ، بسی حساسیم

    به خراشیدن احساس ، بسی حساسیم

    به غریوانه ی نای و نفسِ نی انبان

    ما به یک خاطره خاص ، بسی حساسیم

    به دِلیری، به وفا ،عشق ،امید ، آزادی

    قبله های دل حساس ، بسی حساسیم

    وقتی از کتف یقین تا به سرانگشت عمل

    فوران می زند اخلاص ، بسی حساسیم

    ما به یک کاسگی زور و زر و عقل و ریا

    شّرِ خَنّاسیِ وسواس ، بسی حساسیم

    به ترازویِ پلشتی که ، زمینی مسلک

    بشود واحد مقیاس بسی حساسیم

    عنکبوتی که دمادم بزند ازکاخش

    گوشه و طعنه به الماس ، بسی حساسیم

    ما به بال و پر ققنوس زمان سالاریم

    به ندای ملک الناس، بسی حساسیم

    به قمر راوی خورشید و به اخترهایش

    ما به این وارث و میراث ، بسی حساسیم

    فرق یأس و دل تاول زده را می فهمیم

    به چروک دل انفاس ، بسی حساسیم

    یوسُف و فوج برادر وَ حسین ، یک عباس

    به همین شاخصِ اشخاص ، بسی حساسیم

    به عطش ، یأس ،عمو، مشک ، وضو در بازو

    ما به سر منشا احساس ، بسی حساسیم

    بگذارید که فریاد زنم بی هر قید

    ما به عباس به عباس ، بسی حساسیم

    فهیم بخشی