انشا درباره بهترین روز زندگی خود را توصیف کنید

انشا در مورد بهترین روز زندگی من

خاطرات زیبا و به یاد ماندنی جزو مهمی از زندگی ما هستند. موضوع توصیف بهترین روز زندگی یکی از موضوعات انشا در مدارس می تواند باشد که کودکان انشاهای زیبایی در این مورد می توانند بنویسند. در این مطلب چند انشا درباره ی توصیف بهترین روز زندگی آورده شده است.

نوشتن انشا درباره بهترین روز زندگی باعث می شود دانش آموزان فکر کنند که از زندگی چه انتظار و توقعی دارند و هدف آن ها از زندگی چیست. در واقع هر انسانی با فکر کردن به بهترین روز زندگی خود به این موضوع پی می برد که چه چیزی برای او اولویت و مهم است. نوشتن انشا درباره بهترین روز زندگی خود را توصیف کنید، انشا با موضوع بهترین روز زندگی من، انشا در مورد بهترین روز زندگی من روزی است که و یا انشا درباره بهترین روز زندگی من چگونه بود همگی باعث می شود در این باره عمیق تر بیاندیشیم.  در این مطلب چند انشا درباره ی بهترین روز زندگی و توصیف آن گردآوری شده است.

انشا درباره بهترین روز زندگی من (روزی بود، روزی است)

زندگی ما پر از روزها و اتفاقات خوب و گاهی بد است، روزهایی پر از خوبی و شادی که به دل ما شادی می بخشد و برای همیشه در قلب ما استوار می ماند. خاطرات روزهای خوش در دل و جان باقی می ماند. چند انشا درباره ی توصیف بهترین روز زندگی آورده شده است.

انشا درباره بهترین روز زندگیم

بهترین روز زندگیم زمانی بود که پدرم در روز تولدم مرا با هدیه ای سورپرایز کرد. وقتی بازش کردم یه دوچرخه خیلی زیبا پیدا کردم. از خوشحالی نتوانستم جلوی پریدن خود را بگیرم.

یادم می‌ آید که از او میخواستم هر روز دوچرخه سواری را به من بیاموزد تا زمانی که بتوانم دوچرخه سواری را بطور کامل را یاد بگیرم. چقدر خوشحال بودم میتوانستم دوچرخه سواری را یاد بگیرم و دلم می خواست بعد از انجام حرکات ساده با دو دست سپس دوچرخه سواری با با یک دست را یاد بگیریم.

من به خوبی آنروز را به یاد دارم و هنوز هم این دوچرخه را دارم با وجود اینکه دیگر برایم مناسب نیست. اما خاطرات من با آن ​​فوق العاده است، با دوستانم مسابقه دادم، همچنین هنگام دوچرخه سواری با آن در غروب آفتاب بسیار لذت میبردم که هوای مرطوب و زیبا صورت و بدنم را نوازش می کرد.

این احساس بسیار خوبی بود، شاید بتوانم دوباره دوچرخه سواری کنم تا هر از چند گاهی این احساسات را داشته باشم.

انشا درباره بهترین روز زندگی من روزی است که ..

مطمئناً دو سال گذشته برای بسیاری در سراسر جهان سخت ترین سال بود، ما یک اپیدمی جهانی را پشت سر گذاشتیم، بسیاری آلوده شدند، بنابراین بهترین روز زندگی من غلبه بر این بحران با همه اعضای خانواده بود.

همه اعضای خانواده من به کرونا مبتلا شده اند. همه ما انسان ها در جاهای مختلف گوشه نشین شدیم. ترس و نگرانی شدید هر فردی در مورد خود و اعضای خانواده اش وجود داشت.

هر چه کرونا شدیدتر باشد، ما برای امنیت خود بیشتر می ترسیم. روزهای بدی را پشت سر گذاشتیم، اما به دلیل سن کم و ایمنی قوی ام، عفونت به اندازه بزرگترها قوی نبود.

من اولین نفری هستم که در اعضای خانواده ام بهبود یافتم، خدا را شکر می کنم، اما واقعا سخت ترین دوران را پشت سر گذاشتم که منتظر خبری در مورد خانواده ام و بهبودی وضعیت آنها بودم.

بنابراین من واقعاً روزی را بهترین روز زندگی خود می دانم که همه اعضای خانواده ام زیر یک سقف جمع می شویم. ما کاملا خوش شانس بودیم. خدا را شکر می کنم که در کنار خانواده خوبم هستم.

انشا درمورد بهترین روز زندگی ام

از بهترین روز های زندگی من روز تولدم است که آن را با شما در میان میگذارم.

در روز تولدم اعضای خانواده و دوستان و آشنایانم همگی به من تبریک گفتند و برای من جشن بزرگی گرفتند.

چه حس خوبی که می بینی برای دیگران ارزش داری و تو را دوست دارند.

وقتی می بینی که همه به فکر تو هستند و از صبح که بیدار میشنوی پیام های تبریک را می بی یینی لذت میبری.

همه اطرافیانم در حال تدارک جشن تولد هستند.

بادکنک باد می کنند، کیک میپزند، خانه را تزیین می کنند و از این طرف به آن طرف می روند تا جشن خوبی را بگیرند.

پدر و مادرم در حال جا به جایی لوازم منزل هستند تا برای مهمانی تولد آماده شویم. جشن تولد که شروع شد همه مهمان ها می آیند و شور و شوق خاصی در من به وجود می آید.

چه روز قشنگی که همه دور هم جمع می شوند تا به دنیا آمدن تو را جشن بگیرند و هدایای زیبا و خوشگل را به تو هدیه بدهند.

این انشای توصیف بهترین روز زندگی من است.

انشا درباره بهترین روز زندگی من روزی بود که …

بهترین روز زندگی من زمانی بود که برادر کوچکتر من به دنیا آمد. در آن روز خداوند مهربان یک برادر زیبا و کوچولو به من هدیه داد.

در آن روز همه خانواده در کنار هم جمع شده بودند و منتظر بودند که بگویند مادرم زایمان کرده است و حال مادر و برادرم خوب است تا شادی کنیم.

برای اولین بار که برادرم کوچکم را در آغوش گرفتم چقدر کوچک بود و دست و پای کوچولو و خوشگلی داشت. صورتش اندازه یک کف دست بود و پف داشت. من که خیلی عاشق برادرم شدم.

داشتن برادر خیلی حس خوبی است.

همه خانواده از دیدن او خوشحال شدند و او را در آغوش گرفتند و از دیدنش لذت بردند.

چه روز خوب و شادی بود.

خداروشکر که خداوند به من خانواده ی مهربان و خوبی داده است.

من خوشبخت ترین ادم دنیا هستم.

 

همچنین بخوانید:

ممکن است شما دوست داشته باشید
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.