انشا درباره اگر نامرئی بودم چیکار میکردم (برای دانش آموزان)

اگه نامرئی میشدی چیکار میکردی. در این مطلب چند انشا درمورد اینکه اگر ۲۴ ساعت نامرئی بشی چیکار میکنی رو با شما درمیان گذاشته ایم. پیشنهاد می کنم حتما بخوانید.

همه ما یک بارهم که شده به این فکر کرده ایم که ای کاش نامرئی بودیم و می توانستیم کارهایی را انجام دهیم که در حالت عادی ممکن نیست. براستی اگر یک روز نامرئی بودیم و کسی نمی توانست ما را ببیند چه کار می کردیم. در این مطلب می خواهیم چند انشا درباره اگر نامرئی بودم را با شما به اشتراک بگذاریم. تا انتهای مطلب همراه ما باشید.

انشا درباره اگر نامرئی بودم

شما اگر یک روز در عمرتان نامرئی شوید در آن روز چه میکنید. ما یک همسایه داریم که همیشه اخمو و بداخلاق است. هیچوقت ندیده ام که او بخندد. من اگر یک روز نامرئی بودم دوست داشتم بروم خانه آقای همسایه تا ببینم او در خانه چه شکلی است. اصلا شاید از چیزی ناراحت است. من شنیده ام که می گویند نباید افراد را از روی ظاهر آنها قضاوت کرد. شاید آقای همسایه برعکس ظاهر جدی و اخمویی که دارد، خیلی هم مهربان و خوش قلب باشد. اگر نامرئی بودم می توانستم بفهمم چرا او هیچوقت خوشحال نیست و چه چیزی باعث شده او زندگی را انقدر جدی بگیرد.

من دوست دارم همه آدم ها خوشحال باشند. اگر نامرئی بودم سعی میکردم از حال دل همه آدم ها خبر داشته باشم و بدانم روز خود را چطور گذرانده اند و چه چیزی آنها را خوشحال می کند.

اگر نامرئی بودم کاری می کردم دست همه آدم های بدجنس رو شود و همه آنها را بشناسند. شاید اگر نامرئی بودم دوست داشتم یک شخصیت افسانه ای داشته باشم تا هر آدمی هرجا مشکلی پیدا کرد من کمکش کنم و به همه آدمهایی که با سختی کار می کردن ولی به هیچ جا نمی رسیدن کمک می کردم تا زندگی آنها یک تغییر اساسی پیدا کند و هر ثانیه شکرگذار خدا باشند.

خواندن ذهن دیگران از راه دور

انشا اگر یک روز نامرئی بودم

انشا اگه نامرئی بشی چیکار میکنی

اگر من نامرئی بودم دوست داشتم به جمع دوستانم بروم تا ببینم در مورد من چه می گویند. یعنی همانقدر که در ظاهر نشان می دهند مرا دوست دارند؟ گاهی به این فکر می کنم که نامرئی شدن شاید زیاد هم خوب نباشد. شاید دوستی که او را مثل خانواده ام دوست دارم، در نبود من پشت سرم حرف بزند، رازهای من را به دیگران بگوید یا حتی در مورد حرف دروغی بزند. شاید هم اینطور نباشد.

وقتی به نامرئی شدن واقعی فکر می کنم به این نتیجه می رسم که من اگر نامرئی بودم و چهره واقعی آدم ها رو می دیدم دیگه نمی تونستم به کسی اعتماد کنم و چقدر همه چیز تغییر می کرد.

حالا که خوب فکر می کنم می بینم دوست ندارم نامرئی باشم و از چیزهای یواشکی باخبر شوم. بهتر است بگذاریم همه چیز همان طور که هست پیش برود و کاری نکنیم تصور قشنگی که از اطرافیان داریم در ذهن ما خراب شود. اینطوری زندگی شادتری خواهیم داشت و از دوستی ها لذت بیشتری می بریم.

10 سوال برای خواندن ذهن دیگران

انشای اگر نامرئی بودم

امروز با خودم فکر می کردم که چیکار کنم نامرئی بشم و بتونم ببینم آدم ها چه خوابی می بینن. من یه خواهر کوچیکتراز خودم دارم که تازه بدنیا اومده، اون خیلی وقتا تو خواب میخنده، من اگر نامرئی بودم دوست داشتم ببینم خواهرم تو خواب چی میبینه که می خنده. احساس می کنم خیلی بهش خوش می گذره.

شنیدم میگن وقتی فرشته ها تو خواب به نوزاد نگاه کنن اون خنده ش می گیره. اما بعضی وقتا هم تو خواب گریه می کنه. فکر کنم با فرشته ها دعواش میشه.

اگه نامرئی بودم میتونستم بفهمم چرا بعضی وقتا گریه می کنه و هرکاری می کنیم ساکت نمیشه، تازه اینجوری یه جایزه هم پیش مامان بابا داشتم واسه اینکه فهمیدم ناراحتی بچه از چیه. بنظرم همه بچه ها قبل اینکه بتونن حرف بزنن به یه آدم نامرئی نامرئی نیاز دارن تا بتونن بفهمن بچه ها چی میخوان یا چه ناراحتی دارن.


انشا در مورد اگر نامرئی بودم

من زندگی خوب و مرفه رو دوست دارم ولی هیچ وقت تجملات و ظاهر زندگی مردم رو باور نمی کنم. من اگر یک روز نامرئی بودم میرفتم زندگی آدمهایی که همه چیزشون رو تو فضای مجازی به بهترین شکل به اشتراک می گذاشتن رو از نزدیک می دیدم تا بدانم واقعیت چیه. قطعا همه روزهای آنها با خوشگذرانی سپری نمی شود. شاید همان لحظه هایی که ما آنها غرق در خوشی و ثروت می بینیم، آنها بدترین روز زندگی خود را می گذرانند و فقط در حال حفظ ظاهر هستند.

یا شاید بعضی آدم هایی که زندگی خودشون رو خیلی رمانتیک و رویایی نشون میدن همش تو زندگیشون جنگ و دعوا داشته باشن. اینجاست که میگن نباید زندگی آدم ها رو از دور باور کرد. هیچ کس از زندگی واقعی آدما خبر نداره و ممکنه زندگی ساده و آروم آرزوی خیلی از آدم ها باشه.

انشا در مورد زندگی

ممکن است شما دوست داشته باشید
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.