متن ادبی درباره شهریور؛ توصیف شهریور ماه با شعر و متن زیبا

ماهی که پایان تابستان و شروع پاییز زیبا را تداعی می کند و خنکی را به ارمغان می آورد، شهریور است. در ادامه تعدادی متن ادبی درباره ماه شهریور را آماده کرده ایم.

شهریور که آخرین ماه تابستان و ششمین ماه سال است، ماهی با هوای رو به خنکی است. برخی محصلان وقتی یاد شهریور میفتند ممکن است کمی ناراحت شوند که قرار است آخرین ماه تابستان خود را سپری کنند و بلعکس برخی دانش آموزان و دانشجویان از اینکه می خواهند از ماه بعدی دوستان خود را ببینید و به مدرسه بروند، خوشحال می شوند. حال در این پست می خواهیم چندین متن ادبی درباره شهریور ارائه دهیم تا بتوانید برای استوری ها و متن پست های خود از این متون زیبا استفاده کنید.

متن ادبی شهریور

متون زیادی را می توانید بیابید که درباره شهریور ماه باشد اما متن های زیبا و خاص را که به توصیف شهریور ماه پرداخته است را تنها در مینویسم می خوانید!

همچنین می توانید از تقویم شهریور 1401 با مناسبت ها ، عکس نوشته تولد شهریور ماهی ها و دکلمه و اهنگ برای تولد شهریور ماهی ها استفاده کنید.

و من شهریورم.
همانی که سبز می آید و زرد می رود….

دلم شهریور می خواهد
همان شهریوری که طعم گس آخر تابستان می دهد
و رایحه خاطرات اول مهرش به مشام می رسد
دلم هوای شهریور آن روزها را کرده
که تمام دغدغه اش خلاصه می شد در
اضطراب خرید کیف و کفش مدرسه ام
دلم شهریور کودکی هایم را می خواهد

شهریور را باید قدم زد
کوچه به کوچه
خیابان به خیابان
شهریور را باید عاشق شد

شهریور دختر ته تغاری تابستان
عجیب بوی پاییز میدهد!
بوی باران
نگاه آفتابش هم
دیگر آنقدر سوزان نیست
شهریور انگار اصلا
دختر تابستان نیست!..

آرزویم این است

که این شهریور جورِ دیگری بیاید

آسمان نه مثل هر سال ،امسال جورِ دیگری آبی

آفتاب بر بام خانه هامان جورِ دیگری بتابد

ابر‌ی اگر بارانیست، جورِ دیگری ببارد

روزگار جورِ دیگری با ما

آدم‌ها جورِ دیگری باهم

زندگی‌‌ جورِ دیگری باشد

آرزویم این است

یک روز جور دیگری عاشقت شوم!

افراد معروف متولد شهریور

جنسم از شهریور اسـت امّا

نطفه ام پیچیده شد پاییز

غم شبیخون زد بـه دنیایم

آه از این لشگر خون ریز

کاشکی آید کسی گوید

خواب می‌بینی دگر برخیز

شهریور
نار
در دامن
عروسِ تابستان
انداخت…

شهـریور بلاتڪلیف اسـت

محصلیـن پُر از دلهـره‌ی تمـام شـدنِ تابستـان

و عشـاق بی‌تابِ آمـدنِ پاییـز

و مـن محصـلی عاشقـم ڪہ شهـریور را

با مِهـرِ تــو می‌خواهـد

شهریور یعنی :” داغِ ” نبودنِ تو

و بوی رسیدنِ پاییز،

که غم انگیز ترین

خاطره هایم از ” اوست” …

شهریور است

بیا و

امتحانِ تمامِ بوسه هایِ

تجدید شده را

یکجا از لبانم بگیر…

این روزهای شهریور ، دلهره ی عجیبی دارد !

دلهره ای از جنس حال و هوای ناب کودکی ،

با عطر دلبرانه ی کتاب های نو و طعم گس خرمالو …

ما دیگر آن کودک بی غم و خندانِ سالهای دور نیستیم ، اما این دلهره ، یادگار خوب همان روزهاست،

روزهای خوبی ، که نگرانی مان ، بخاطر معلم تازه ای بود که نمی شناختیم ،

و تمام ترسمان ، برای درس هایی ؛ که قرار بود سخت تر از سال های قبل باشد …

چه حال و هوایِ بی نظیری بود !

ماه شهریور پر است

از خاطراتِ عشقِ من

من به جان تا زنده باشم

عاشقِ شهریورم…

لامپ روشن شهریور
قلب آرام قناعت
و تنفس عمیق سحری در چشم انداز زرد می درخشد
این تمامی درک یک زندگی سبز پروانه خاک است

عکس پروفایل ماه تولد شهریوری ها

مثلِ “شهریور” باش

دوان دوان به سوی “مهر”

به استقبال باران پاییزی و

عاشقانه های بی انتها برو

مثلِ “شهریور” باش

تقویم را به هم بریز ،

فصل را عوض کن

ساعت ها را تغییر بده

و برگ تمام درختان را به پای

عشق قربانی کن

مثلِ شهریور باش

شهریور که باشی انتهای مسیرت

پر از “مِهر” میشود.

شهریور اسـت و گیتی

از عدل شهریار شاد اسـت

خیز و مایه ی شادی بـه مـن بیار

باده‌ شناس

مایه‌ی شادی و خرمی بی باده

هیچ جان نشد از مایه شادخوار

متن ادبی در مورد شهریور ماه

متن ادبی در مورد شهریور ماه
متن ادبی در مورد شهریور ماه

عکس نوشته من یه دختر شهریوری ام

شهریور ماه زیباییست
اصلا میدانی چیست؟
شهریور از آن ماه هایی است
که راه دلت را بلد است
دلبری میکند
گاهی داغ است و ناگهان
میان آن داغی برایت میبارد
میبارد و دلت غنج میرود
برای در آغوش کشیدن روزهایش
سر آخر هم خودش را میسپارد به مهر
تا مهرش در دلت بماند

شهریور عجیب بلد است
دل ببرد…

این روزها حال خوشی ندارد
شهریور را میگویم..
انگار از تابستان فرار می کند!
آخر یکی نیست بفهماند
کجا؟!
کجا که انقدر هم عجله داری..
آن طرف تر پاییز ایستاده
پاییز ی که چیزی برایت ندارد
جز اینکه هرچه را هم که داری می گیرد…..

وَ تو در آغوشِ شهریور آمدی
در واپسین نفسهای گرمِ تابستان
آمدی تا شاعرانه ها زاده شوند
از بطنِ نارنجیِ پاییزی
که پیشِ رو است
حالا که آمدی
زودتر دستِ ابرها را بگیر و بیاور
تا سراب گلویِ زمین را
نبریده است……

شهریور که شروع می شود

آدم دلش می خواهد سفر کند …

دل را بزند به دریا به جنگل

شهریور انگار به خودش عطر پاییز را زده

هوا کم کم رو به سردی می رود و ابرها بارانی …

شهریور بویِ خاک و نم باران میدهد …

تابستان در این روزهای واپسین درخشش
گویا تمام زورش را می زند
تا طعم این آخرین روزهای شهریور ماهش را
تا یک سال دیگر روی زبان مان بگذارد

شهریور یعنی ؛
شهریور یک هزار و چهارصد و -نمی گویم چند –
یعنی باران یک دفعه ای بی چتر
یعنی بوی شالیزار نیم سوخته و
هوا ی دم کرده خزر با ماسه های خیس
یعنی
بی وقفه دوستت_دارم بی امان زیبا !…

به نامِ شهریور….
“دست پاچه ترین فرزندِ سال”….
دست پاچه یِ بستنِ بارُ بنه یِ گرما….
دست پاچه یِ تمام شدن
مرزِ سبزی تابستانُ و زردیِ خش خش وارِ پاییز….
به نامِ شهریور…
با عصر هایی کشدار و شب هایِ غم آلوده یِ رفتن….
شهریوری که تویِ گوشِ تمامِ روزهایش
صدایِ زنگِ مدرسه ها پیچیده
و مثلِ طفلِ فراری از مکتب
دلش پیچ میخورد و سرش تاب….
به نامِ شهریور….
که بادِپاییزی تنِ رنجورش را میلرزاند و گرمایِ مردادی
هنوز تویِ رگ هایش …

خصوصیات افراد شهریوری

شهریور با تمام دلبستگی هایش می گذرد
بی خیال معشوقه اش می شود
بار سفر می بندد
و جای خود را به مهر می دهد
فقط خدا کند مهر دیگر دل نبازد
پاییز طولانی شدنش خسته میکند آدم را
خسته از تنهایی
خسته از هوای بی کسی
خسته از خش خش خاطرات……

سال هاست انار سرخ است …

سرخ از داغی

و تندی عشق و قرن هاست

شهریور بوی پاییز می دهد …

متن عاشقانه تبریک تولد همسر شهریور ماهی

شهریور هم رسید

ماه هوای مجنون

ماه باران های عاشقانه گاه و بیگاه

ماه وزیدن نسیم های ملایم

خودمانیم ؛ولی
شهریور اصلا وصله ی
تن تابستان نیست!
بدجور غریب مانده
میان ماه ها؛
دل داده به پاییز
ولی نمک گیر تابستان
شده..!..

ماه شهریور پر است

از خاطراتِ عشقِ من

من به جان تا زنده باشم

عاشقِ شهریورم…

شهریور است

و قلبِ پاییز تند میزند …

آنقدر که رنگ از رخسارِ درختان پریده

و بوی کوچ پرستوها

آسمان را پر کرده است …

شهریور است

گونه ی انارها سرخ شده

و شهر در تبِ تندِ پاییز

دست و پا میزند

درست مثل عاشقانه های بی موقع

که عجیب میچسبد ..‌.

شهریور

چه عاشقانه روزهایش را ورق می زند

تا برسد به پاییز

مجالی نیست

باید رنگ ها را مهمان برگ ها کرد، پاییز می آید

و باز شهریور می ماند و عاشقانه هایش!

روزهای آخر شهریور، همیشه طور دیگری بود.شکلی از زندگی تمام می شد و شکلی دیگر شروع.

قرار بود پاییز بیاید و کلید بیاندازد و درب مدرسه ها را باز کند. قرار بود بوی کاغذ بپیچد و عطر پاک کن و مداد…

قرار بود سفر تمام شود و خمیازه ی صبح و شب ِ بیدار ته بکشد و زندگی کمی- فقط کمی- پر جنب و جوش تر بشود.

متتن تبریک تولد به دوست شهریور ماهی

ممکن است شما دوست داشته باشید
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.