داستان حضرت مریم برای کودکان (خلاصه زندگی حضرت مریم به زبان کودکانه)

اگر تصمیم به خواندن کتاب داستان حضرت مریم برای کودک خود دارید، در این مطلب می توانید از خلاصه داستان حضرت مریم برای کودکان، خلاصه داستان حضرت مریم و زکریا برای کودکان استفاده کنید.

قرآن بهترین مرجع برای آموزش امور دینی به کودکان است و می توان بسیاری از مضامین آنرا به شکل داستان کودکانه برای آنها بیان کرد. یکی از شگفت انگیز ترین قصه های قرانی، داستان حضرت مریم و عیسی است و در این مطلب داستان حضرت مریم برای کودکان را به زبان ساده با شما به اشتراک گذاشته ایم تا خلاصه زندگی حضرت مریم به زبان کودکانه را برای کودک خود تعریف کنید.

داستان حضرت مریم کودکانه

داستان حضرت مریم در قرآن بیانگر قدرت خداوند در انجام امور است که به محض خواست و اراده او هر اتفاقی ممکن است.

خلاصه داستان حضرت مریم کلاس چهارم:

حضرت مریم (س) از نسل حضرت داوود (ع) و یکی از 4 زن بزرگ برجسته جهان است تا جایی که سوره ای به نام مریم نازل شده و بارها در قرآن بر پاکدامنی ایشان تاکید شده است.

نام مادر حضرت مریم حنا و نام پدر ایشان عمران بود. آنها تا 30 سال بعد از ازدواج فرزندی نداشتند. از اینرو مادر حضرت مریم از خداوند خواست اگر به او فرزندی عطا کند او را به معبد بفرستد تا به عبادت خداوند مشغول شود. خداوند نیز نذر او را قبول کرد.

پدر حضرت مریم قبل از به دنیا آمدن دخترش از دنیا رفت و بعد از تولد مریم، با توجه به نذری مادرش به معبد فرستاده شد. سرپرستی او را شوهر خاله اش (زکریا) به عهده گرفت و شبانه روز به عبادت و خدمت گزاری در معبد مشغول بود.

در زمان عبادت حضرت مریم فرشتگان با انواع مختلفی از غذا و میوه از او پذیرایی می کردند و هر بار که زکریا حال او را جویا می شد غذا و میوه های گوناگون را در کنار او مشاهده می کرد که باعث تعجب زکریا می شد.

روزی از روزها بر او ندایی از جبرئیل رسید که تو بزودی صاحب فرزندی خواهی شد که فرستاده خداست. ترس و نگرانی حضرت مریم را فراگرفت و گفت من که تاکنون ازدواج نکرده ام چگونه میتوانم فرزندی داشته باشم؟!

ندا آمد که این خواسته خداست و هرچه او بخواهد همان می شود.

روز به دنیا آمدن فرزند حضرت مریم یعنی عیسی مسیح فرا رسید. در آن روز حضرت مریم خود را به درخت خرمای خشک شده رساند و با درد و ناراحتی از خداوند کمک خواست.

در این زمان ندا آمد که ای مریم ناراحت نباشدرخت را تکان بده و پایت را بر زمین بکوب و از نعمت خداوند استفاده کن.

حضرت مریم این کارها را انجام داد، خرمای تازه از درخت خشکیده بر زمین افتاد و از زیر پای او نهر آب روان شد.

آنگاه ندا آمد که به میان مردم برو و اگر از تو سوالی پرسیدند تا به تو بی احترامی شد، هیچ سخنی نگو، تنها به نوزادی که در آغوش داری، اشاره کن که به اذن خداوند سخن خواهد گفت.

بعد از به دنیا آمدن حضرت عیسی، مریم به سوی قومش به راه افتاد. همه مردم با دیدن حضرت مریم و کودکی که در آغوش داشت متعجب شده بودند و از او سوال های مختلف می پرسیدند، اما حضرت مریم با اشاره آنها را متوجه کرد که روزه سکوت گرفته و توجه آنها به سوی نوزاد معطوف کرد. در این زمان بود که فرزند حضرت مریم ( حضرت عیسی) به اذن خداوند لب سخن گشود و گفت: من بنده خداوندی هستم که مرا پیامبر قرار داده و هر کجا که باشم باعث برکت و فراوانی خواهم بود.

و اینگونه بود که مردم به پاکدامنی حضرت مریم یقین پیدا کردند و حضرت عیسی به عنوان پیامبر در بین آنها برانگیخته شد.

حضرت مریم خدمتگزار کدام مکان مقدس بود

حضرت مریم بنا بر نذر مادرش در حجره ای در بیت المقدس خدمتگزار بودند.

ختم سوره مریم برای بچه دار شدن


داستان کوتاه درباره حضرت عیسی برای کودکان

داستان حضرت مریم و عیسی مسیح سراسر معجزه و حکمت است. حضرت عیسی پیامبری بود که از بدو تولد و در گهواره با مردم سخن گفت و به عنوان پیامبر برگزیده شد و معجزات بسیاری داشت. از جمله معجزات حضرت عیسی می توان شفای نابینای مادرزاد، زنده کردن مردگان و تلسط و تغییر اتفاقات طبیعت را نام برد.

مردم با مشاهده مهربانی حضرت عیسی و معجزات او هر روز بیش از گذشته با او همراه می شدند و این قضیه باعث شد تا بزرگان یهودی احساس خطر کنند و تصمیم به کشتن حضرت عیسی بگیرند.

در بسیاری از متون مقدس آمده که به خواست خداوند یهودیان به اشتباه شخص دیگری را به جای حضرت عیسی به قتل رساندند و خداوند او را به سوی خود برانگیخت.

سخنان حضرت عیسی (ع)

ممکن است شما دوست داشته باشید
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.