متن دلتنگی برای برادر فوت شده کوتاه و تلخ

در این پست چندین متن دلتنگی برای برادر فوت شده ارائه شده است. متن های کوتاه و زیبا درباره دلتنگی برادر فوت شده با جملات غمگین و تاثیرگذار را اینجا بخوانید.

از دست دادن اعضای خانواده، دوستان و عزیزان خیلی سخت است. تحمل کردن این درد و دوری صبر زیاد می خواهد. بیشتر مواقع ممکن است شما دوست داشته باشید با عزیزی که از دست داده اید درد و دل کنید و یا این که خیلی دلتنگ او شده باشید و نمی دانید چگونه این دلتنگی را ابراز کنید. در ادامه این مطلب تعدادی متن دلتنگی برای برادر فوت شده کوتاه و تلخ برایتان آماده کرده ایم. از مجموعه متن دلتنگی برای اموات نیز دیدن نمایید.

متن دلتنگی برادر فوت شده

گویند: سنگ، لَعل،شود، درمقامِ صبر!

شَوَد….وَ لیک، به خونِ جگرشود

برادرم عزیزم، … جانم

از تو گفتن سوزش چشم می‌ آورد و از تو نگفتن تورم گلو

کاش دفتر خاطراتم

چراغ جادو بود

تا هر وقت از سرِ دلتنگی

به رویش دست میکشیدم

تو از درونش

با آرزوی من بیرون می آمدی!

آیم کنار قبر تو

با چشم گریان

از داغ تو

گشتم پریشان

دنیا پناهم را گرفت

چون تکیه گاهم را گرفت

نور نگاهم راگرفت

داداشی

همه چیز داشت خوب پیش می‌ رفت

تا اینکه، بزرگ شدیم…

تا اینکه ناگهان روزی ناباورانه از کنارمان رفتی

و ما ماندیم و حسرت این روز‌های سنگین و سخت

در سالروز پرواز ناباورانه برادر عزیزمان،

بر مزارش گرد هم می‌ آییم…

روزهایی که بی تو می گذرد

گرچه با یاد توست، ثانیه هایش

آرزو باز می کشد فریاد

درکنار تو می گذشت، ای کاش

برادر خوبم غبار زمان

ناتوان‌ تر از آن است

که چهره زیبایت، صدای دلنوازت و

لبخند‌ های دلنشین ات را برایمان کمرنگ کند…

همیشه به یادت هستیم.

دلتنگی شبیه تو نیست

گاه و بی ‌گاه در می ‌زند

هرجا دلش خواست می ‌نشیند

و با حسادت عجیبی

درباره تو حرف می ‌زند

برادر عزیزم دلم برایت تنگ شده است

تنگ که می‌ گویم، نه مثل تنگی پیراهن

دلتنگی من، شبیه حال نهنگی است که به جای اقیانوس او را در تنگ ماهی انداخته‌ اند

دلم برایت تنگ شده است

این یعنی ریه‌ های من، دم و بازدم نفس‌ های تو را کم آورده‌اند…

دلم تنگ است برای برادری که

پشت حرف هایش

پشت نوازش هایش

پشت سرزنش هایش

پشت تمام نگاه‌ های معنی دارش

پشت لبخند‌ های پراز رازش

و حتی پشت سکوتش

عشقی بود پنهان‌ تر از تمام محبت‌ های دنیا

به یاد تمام برادران آسمانی،

سالروزعروج ناباورانه برادر عزیزم را به سوگ می‌ نشینم

هرکسی یه جوری میره

یکی میره و گاهی یادش باعث میشه لبخند تلخ بزنی

یکی میره و باعث میشه گاهی یاد خاطراتش کنی و لبخندی از سر دلتنگی و شیرینی خاطراتتون بزنی

تو رفتی برای همیشه شادی هایم را بردی

برادر جان نبودت شد عذابم

به خواب آمد خیالت در سرابم

نمی دانی چه آشی پخته تقدیر

تو لالایی بگو تا من بخوابم

در زندگی برای هر آدمی

از یک روز

از یک جا

از یک نفر به بعد

دیگر هیچ چیز مثل قبل نیست

نه روز‌ها نه رنگ‌ ها نه خیابان‌ ها

همه چیز می‌ شود

دلتنگی…؟!

برادر عزیزم، داشتنت یکی از بزرگترین نعمت‌ های این دنیا بود،

اگرچه امروز در کنارمان نیستی،

اما بدان که در طول این زمان سنگین و سخت نبودنت،

لحظه‌ای بدون یادت نگذشت

به یاد عزیز سفرکرده و برادر عزیزم

دلبستگی قصه دردناک آدمی ست

تنها آدم است که می تواند حتی

به حضور علفی دلخوش بشود !

دلبستگی هم خانواده ی اصیلی ست…

برای درد،

برای دلتنگی،

برای اسارت و برای انتظار…

دلبستگی بیماری خطرناکی ست

که تنها درمانش مرگ ست

دلبستگی وابستگی می آورد

و وابستگی یعنی برباد رفتن

در سالگرد رفتن برادر عزیزم،

از کسی سخن می‌گویم

که دوست داشتنش اندازه نداشت،

وقتی تمام کشور وجودم، سرزمین حکمرانی اش بود…

برادرم
پنجشنبه های بی تو
سخت ترین روزهای عمرمه…

همچنین بخوانید: متن درباره پنجشنبه و اموات

برادر جان نبودت کرده زارم

بدان خسته شدم، سنگینه بارم

زمان و هجر تو کوبیده قلبم

پناهی نیست جز پروردگارم

گفته بودی تا ابد پیشت، کنارت، با توام

کی ابد آمد که تو رفتی و من تنها شدم

سال ها مثل باد گذشت.

سال ها به جاده ها نگاهم
مانده…

برادر عزیزم، چقدر بدم میاد از وقتایی که نیازت دارم اما نیستی

خواستم گله هایم را
یک به یک برایت بگویم
اما؛
بگذریم…
عاشق که گله نمی کند.. آن نَفسی که شد عاشق
امّاره نخواهد شد

گشته است چشمان من از درد و غم دریا، برادر

من چه گویم بی تو از فردا و فرداها، برادر

تکیه‌ گاه من تو بودی،

تنها امید و آرزو بی تو این دنیا ندارد،

رنگ شادی‌ ها، برادر

همچنین بخوانید: دلنوشته درباره بی وفایی دنیا

برادر عزیزم

تو برو، من هم برای اینکه راحت بروی می‌ گویم:

باشد، برو خیالی نیست

اما کیست که نداند بی تو تنها چیزی که هست خیال توست!

ای برادر عزیزم

روزها رفت و گذشت…

و در اندیشه باز آمدنت

لحظه ها طی شد و مرد،و‌نگاهم هر روز باز هم

با همه شوق،

کوچه ها را پایید

مثل آن روز که می آمدی از دور…

دریغ! دل من در غم هجران تو ای خوب ترین،

چه بگویم چه کشید

من در هر لحظه از زندگی به تو فکر می کنم،

اما گاهی اوقات درد برای کنترل بسیار سنگین می شود،

زندگی بدون تو بی معنی به نظر می رسد

دلم برایت خیلی تنگ شده عشق خواهر

پشتم به تو گرم بود

و قلبم به صدایت …

تو بگو من بی تو

با غم دنیا چه کنم؟

گاهی لحظه هايم از تو لبريز ميشود

از احساسم سر ميروی

و فضای خانه

پر میشود از دلتنگی

پشت كدام پنجره بايستم

كه تو را انتظار نكشد؟

و زير سقف كدام آسمان

نفس بكشم

كه عطر تو گيجم نكند؟

دلتنگم

و هيچ چيز جزتو

حال مرا خوب نخواهد کرد

داداشی کجایی

دلتنگم

دلتنگ نگاه مهربانت

دلتنگ دستهای پر از مهرت

آن وقتی که رفتی نگاهم پر از درد و غم شد

از همان لحظه گل نا امیدی در من کاشته شد

بی تو در قعر جهنم برای من سرد است

بی تو بودن برایم بدتر از درد است

بی تو من هم صحبتی ندارم

جز چهار دیواری اتاقم دیگر کسی را ندارم

بی تو از سقف اتاق هم غم می بارد

دلتنگتم

خدایا گله دارم اززمونه ‌

رفیق یعنی داداش

کسی که میشه بهش تکیه کرد

داداش یعنی همراه وهم صدا

داداش یعنی تااخرباهاته

پنجشنبه؛

یادآورِ نداشته هاست

آدم هایی که نیستند !

خاطراتی که

جایشان هنوز درد می کند،

و آرزوهایی که محقق نخواهند شد

پنج شنبه گاهی خیلی سرد می شود

حتی اگر بهار باشد

آخ که چقد دلتنگت شده ام

هر جا میروم هرجایی که تو نیستی

انگار برایم جهنم است

این روزها بیشتر از هرکسی به بودن تو نیاز دارم

ای کاش بودی و مرحم زخم هایم میشدی

خیلی به تو نیاز دارم خیلی

کاش بودی!

بهترینم از مرگت روزها و ماه ها را میشمردم که چند وقت است که ندیدمت

حالا نزدیک به یک سال از نبودنت میگذرد و من توان شمردن ندارم چقدر سخت است باور نبودنت برادر…

چقدر درد ناک است سهم من از تو شد روز های بی قراری و دلتنگی

برادر بی تابی قلبم پایانی ندارد

دلم برایت تنگ تر می شود

و چشمانم تاوان این دلتنگی را میدهند…

ای برادر شکسته بال وپرم

درد می کند فرق سرم

باورم نیست از کنارم رفته ای

دفتر زندگی را با شجاعت بسته ای

برادر جان داغ تو آتش به سینه می زند

چگونه باورم آید که دیگر نیستی

این چنین بر خاک سرد مظلومانه خفته ای

ای برادر جان

همیشه در وجودم زنده ای.

برادر جان تا کی سنگ سیاه رو بغل کنم و ببوسم

دلم برات خیلی تنگ شده میخام بغلت کنم ببوسمت

دستت رو بگیرم وای خدا چرا خیلی سخته طاقت این داغ رو ندارم دارم میسوزم

همچنین بخوانید: متن عاشقانه خواهر به برادر

ممکن است شما دوست داشته باشید
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.