متن در مورد چای به مناسبت ۱۵ دسامبر (روز جهانی چای)

متن و شعر در مورد چای و روز جهانی چای

فصل پاییز است و لذت نوشیدن چای گرم در هوای سرد، در کنار آتش و زیر باران را نمی توان انکار کرد. بهانه خوبی است که در روز جهانی چای، جشن کوچکی برای سپاس از وجود این دلخوشی کوچک بگیریم. کتاب شعر، شومینه، پنجره، باران و یک فنجان چای در کنار کسی که دوستش دارید ساده ترین و لذت بخش ترین کاری است که در این روز میتوانید انجام دهید. در این پست چندیk متن و شعر در مورد چای آورده ایم که می توانید مطالعه کنید و به مناسبت روز جهانی چای با دیگران به اشتراک بگذارید. با ما همراه باشید.

اگر برای کپشن پست های خود به دنبال متن و شعر درباره چای می باشید از این مطلب دیدن فرمایید.

متن های زیبا به مناسبت روز جهانی چای

چای در حدود 5 هزار سال قبل در چین شناخته شد و پس از گذشت زمان خواص دارویی آن نیز کشف شد. سپس در قرن 17 هلندی ها چای را از چین به اروپا بردند و به عنوان نوشیدنی آن را عرضه کردند که به مرور مورد استقبال ملکه انگلیس قرار گرفت. امروزه چای از محبوب ترین نوشیدنی ها در انگلستان است. پس از سالها و در ابتدا در سال 2005 در هند، 15 دسامبر را به عنوان روز جهانی چای نامگذاری کردند و جشن برپا کردند. پس از آن از سال 2006 میلادی در کشورهای دیگر چای خیز مثل نپال، اندونزی، مالزی، اوگاندا و … از این روز استقبال کردند و ا امروز همه ساله این روز را جشن می گیرند. در کشور ایران برای اولین بار در آذر سال 1394 در دانشگاه آزاد اسلامی واحد لاهیجان روز جهانی چای را جشن گرفتند.

در مطالب قبلی جملات انگلیسی در مورد چای ارائه شد. در ادامه چندین متن و شعر زیبا در مورد چای، فنجان چای، نوشیدن چای با عشق و … آورده شده که می توانید از آن ها استفاده کنید.

رویِ خوش زندگی همین است..

همین که کسی باشد، صبح را به خیر کند،

شب را آرام پایِ فنجانِ چایت باشد

و ظرف هایِ رویِ میز را زوج کند

واقعاً چقدر زیبا می شود،

وقتی به جایِ تشکر می گویی:”دوستت دارم

کپشن در مورد چای

من باشم و
تو باشی و
یک فنجان چای
لبخند خاطره می شود
احساس
جدار سرنوشت را می شکند
و بهانه
نقطه چینی میشود
بر بودن های عاشقانه
قندان را کنار بگذار
شیرینی نگاهت برای من کافی ست
با تو
کامم شیرینست
بوسه هایت را
برای من بفرست …
همچنین بخوانید: صبح بخیر عاشقانه کوتاه
متن در مورد چای آتیشی

من با تو چای نوشیده ام،

سفرها کرده ام،

از جنگل، از دریا،

از آغوش تو شـــعرها نوشته ام

متن در مورد چای و پاییز

خسته تر از آنم

که لیوانی چای

آرامم کند

آغوش گرم ترا می‌خواهم

در جنگلی ناشناس

وقتی که آسمان

از لا‌به‌لای شاخه‌ها

سرک می‌کشد

متن در مورد چای دو نفره

روزنامه ها هرگز نمی‌دانند

تمام اتفاق های تلخ جهان

می‌ تواند از فنجانی چای شروع شود

و گاهی دریا در سکوت رفتن کسی

غرق می‌شود

متن عاشقانه در مورد چای

حل شدن در دل معشوقه که ایرادی نیست
چای هم آب کند در دل خود قندش را
شاعر: اسماعیل محمدی

متن در مورد نوشیدن چای در صبح

گاهى صبح
نبودنت، درد مى کند
و خورشید
آنقدر بى رحمانه در اتاق مى پاشد
که جاى خالى ات
برملا شود
روى تخت
من
موهاى آشفته ام را
از نوازش هاى دیشب
شانه مى کنم
و تو آنقدر عجولانه مى روى
که چایت
سرد مى شود
شاعر: ارغوان جهانگیری

شعر در مورد چای از سهراب سپهری

زندگی جیره مختصریست

مثل یک فنجان چای

و کنارش عشق است

مثل یک حبه قند

زندگی را با عشق

نوش جان باید کرد

متن درباره نوشیدن چای با رفیق

گاهی وقت ‌ها دلت می‌خواهد ، با یکی مهربان باشی …

دوستش بداری … و برایش چای بریزی …!

گاهی وقت‌ ها دلت می‌خواهد ، یکی را صدا کنی …

بگویی سلام … می آیی قدم بزنیم …؟!

گاهی وقت‌ ها دلت می‌خواهد ، یکی را ببینی …

شب بروی خانه بنشینی …

فکر کنی و کمی برایش بنویسی …!

گاهی وقت‌ ها ، آدم چه چیزهای ساده‌ای را ندارد …!

متن کوتاه در مورد چای

دو استکان بنشین،

رفعِ خستگی خوب است

دوبــاره در دلم انگار،

چــای دم کردند

متن طولانی در مورد فنجان چای

دفتر را ورق زدم

قلم را در دست گرفتم .

قلم میخواست تو را فراموش کند .

ورق میخواست فصل دیگری آغاز کنم

از فصل دلتنگی به فصل عاشقی
از فصل عاشقی به فصل دیوانگی
قلم میخواست از تو نگوید

بس است دیگر بس
کاش میشد دفتر سرنوشت لحظه ای آرزو های مرا تمنا کند

آن وقت تورو را آرزو میکردم .

دست هایت را سفت میگرفتم .

تو را به دور دستها می بردم .

دو فنجان چای گرم .

کنار ساحل قدم می زدیم …… و اما شب ؟

راستی قلم میخواست چ کند ؟؟..

متن زیبا در مورد چای

حال دلم خوب است …
منم و یک فنجان چای
تکیه داده ام …
به پشتیِ قدیمیِ قرمز اتاق …
خوشم …
از خنده های مادرم
که بوی خوش دست پختش
پیچیده در پستوی خانه …
اندکی شعر سروده ام
از چشمان پر زرق و برق مادرم
چند خطی نوشته ام
از ایستادگی های پدرم
صدای گنجشک روی دیوار حیاط
مهمان ناخوانده را وعده می دهد
و چقدر شیرین شنیده ام
که مهمان حبیب خداست

و خدا …
همان شعری ست که از چشمان مادرم خوانده ام

متن از بهزاد غدیری…

متن در مورد چای

برایت چای آوردم، کمی فوتش کنی خوب است
هوس کردم بسوزانی مرا با غنچه کردن ها …

مهرداد تکلو

متن در مورد چای و تنهایی

تنهایی ام

استکانِ چای‏ی به نیمه رسیده

نه میداند که تمام میشود

نه میداند که نیمه رها میشود

متن عاشقانه در مورد چای خوردن با عشق

چای من لبریز و لب دوز است و لب سوز است، آآآی!

می خوری با من تو چای؟

گرچه کامم تلخ و چایم تلخ و روزگارم نیز تلخ

امّا دلبَــــرم

گر تو آیی

لب گشایی

لب بریزی

لب بسوزی

لب بدوزی

وااای!

بَه چه محشر می شود

اندازه ی یک چای خوردن

کام ِ من شیرین نمایی

دلبرم

ماه ِ آبان است و چای

با تو می چسبد فقط

متن درباره چای ذغالی

امروز هوای عشق دلچسب و عالیه

در جمع ما فقط جای تو خالیه

پای درخت سرو باشه قرار ما

لطف قرار ما چای زغالیه

چای را بی پولکی خوردن

صفا دارد اگر

حبه قندی مثل تو

شیرین زبانی میکند

شعر چای از فاضل نظری

چای می نوشم که با غفلت فراموشت کنم

چای می نوشم ولی از اشک فنجان پر شده است

متن در مورد چای از حسین پناهی

با فنجانی چای هم می توان مست شد!

اگر اویی که باید باشد، باشد …

امروز هوای عشق دلچسب و عالیه
در جمع ما فقط جای تو خالیه
پای درخت سرو باشه قرار ما
لطف قرار ما چای زغالیه
تنها اگه باشی زندونیه غمیم
غم ها سبک میشن وقتی که با همیم
تنها نمون عزیز همت کن و بیا
وقتی یکی کمه انگار همه کمیم
حرف نگفته خیلی زیاده
امروز سر کن با خانواده
عشق و محبت خرجی نداره
مهمون من باش یه چای ساده

یک استکان چای از میان دستانت و یک جرعه غزل از میان چشمانت
دلم آرام ِ نگاهت را می‌خواهد و شهد شیرین کلامت
خسته‌ام
دوباره باورم میکنی؟

ممکن است شما دوست داشته باشید
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.