بهترین سن فرزند برای طلاق والدین | چه زمانی طلاق تصمیم درستی است؟

فکر می کنید بهترین سن فرزندان برای طلاق والدین چه سنی است؟ اصلا آیا سنی وجود دارد که در آن هضم مساله طلاق برای بچه ها راحت تر باشد؟ خب، باید بدانید که هنوز هیچ پاسخ دقیق و آسانی برای این سوال وجود ندارد. در واقع همه چیز به اتفاقاتی که در خانواده شما می گذرد و نحوه برخورد والدین با این مساله بستگی دارد.

برای خیلی ها این سوال پیش می آید که “آیا بهتر است تا وقتی که بچه ها کمی بزرگتر شوند کنار هم بمانند یا همین الان از هم جدا بشوند؟”  همه بچه هایشان را دوست دارند و دلشان می خواهد آنها را از آسیب های طلاق در امان نگه دارند. برای همین وقتی پای طلاق وسط می آید، والدین می خواهند بدانند که آیا سن مناسبی وجود دارد که در آن فرزندان راحت تر با طلاق پدر و مادرشان کنار بیایند یا نه.

بهترین سن فرزندان برای طلاق والدین چه زمانیست؟

مساله اینجاست که هیچ پاسخ ساده و راحتی برای این سوال وجود ندارد. همه اینها به این موضوع بستگی دارد که در خانواده شما چه می گذرد، چه نوع والدینی هستید، چقدر می توانید با هم همکاری کنید و روحیات و خلق و خوی فرزندانتان چگونه است؟ پس اول از همه باید به چیزی که در خانواده تان می گذرد نگاهی بیندازید.

همچنین بخوانید: تاثیر رفتار والدین بر فرزندان و ایجاد افسردگی و گرایش به مصرف مواد مخدر در آنها

اگر خشونت حاد در خانواده شما وجود دارد همین الان طلاق بگیرید

اگر در خانواده شما خشونت مزمن رخ می دهد، پس هر چه زودتر جدا شوید بهتر است و این مساله ربطی به سن کودکتان ندارد.

منظور ما از خشونت، حمله فیزیکی مثل ضربه زدن، لگد زدن، پرتاب اشیاء و یا تهدیدهای مزمن فیزیکی و خشن است. قرار گرفتن در معرض خشونت پیامدهای جدی و خطرناکی برای رشد کودک دارد که ممکن است تا سنین بزرگسالی نیز ادامه داشته باشند. در چنین شرایطی بچه ها نگران امنیت شما و خواهر برادرهایشان هستند.

بهترین سن فرزندان برای طلاق والدیناگر زندگی زناشویی شما با کشمکش های زیاد و مکرر، فریاد زدن های پی در پی و کوبیدن روی میز همراه است، پس هر چه زودتر جدا شوید بهتر است. از آنجایی که نمی شود به صورت عملی میزان درگیری بالا را اندازه گیری کرد، این موضوع یک قضاوت ذهنی محسوب می شود. یعنی شما خودتان باید تشخیص بدهید که درگیری بالا در خانواده شما به چه معناست. بعضی خانواده ها به طور معمول با هم بلند حرف می زنند و حالت عادیشان به این شکل است؛ اما اگر متوجه شده اید که جنگ و جدال بین شما و همسرتان زیاد است و تقریبا درباره هر موضوعی دعوا می کنید، پس یعنی درگیری بالایی با هم دارید.

در برخی خانواده ها، داشتن اختلاف داشتن در موضوعات مختلف به یک مساله روزمره و تکراری تبدیل شده و هر دو طرف خودشان می دانند که این اتفاق به عادت هایشان تبدیل شده؛ اما بعضی پدر و مادرها سر کوچکترین و بی اهمیت ترین مسائل مثل ایرادات غذا، بحث های سیاسی یا هر مساله کوچک دیگری با هم شروع به دعوا می کنند و احساس پوچی و سرخوردگی در ازدواج کردن به آنها دست می دهد.

درست مثل خشونت فیزیکی، این درگیری ها هم برای کودکان بسیار ترسناک است چون باعث ایجاد فضایی مملو از ترس و لرز برای آنها می شود. در چنین محیطی ممکن است کودک شما احساس اعتماد کردن به دیگران را هم از دست بدهد و هر چه بیشتر این وضع ادامه پیدا کند، این بی اعتمادی هم شدیدتر می شود.

همچنین بخوانید: تاثیر خشونت و تنبیه بر کودکان

در مواردی که پای خشونت در میان است، طلاق گرفتن می تواند برای یک یا هر دو طرف ماجرا تسکین و آرامش جدی و مهمی ایجاد کند و قطعا به کودکان نیز کمک می کند. اما در مورد بچه ها، به آرامش رسیدن به طور خودکار رخ نمی دهد. کودکانی که شاهد رفتارهای خشونت آمیز بوده اند، علاوه بر طلاق والدینشان به درمان هم نیاز دارند و این مساله یک توصیه بسیار مهم و جدی برای والدین است.

کودکانی که در خانواده هایشان شاهد آزار جسمی بوده اند، در جذب الگوهای جدید سالم درباره روابط بین زن و مرد به کمک جدی نیاز دارند. علاوه بر این، طلاق والدین به تنهایی برای تسکین کودکانی که شاهد درگیری ها و مشاجرات زیاد والدینشان بوده اند کافی نیست. این دسته کودکان هم نیاز به درمان دارند تا بتوانند بدون داشتن نگرش بد و منفی نسبت به نحوه برخورد افراد با یکدیگر، به زندگی شان ادامه بدهند.

والدین چنین خانواده هایی نیز بعد از طلاق نه تنها برای محافظت از فرزندانشان، بلکه برای یادگیری کنار گذاشتن خشم و عصبانیتشان نیاز به کمک دارند. طلاق در شخصی که قربانی شده ترس را پایان نمی دهد. عصبانیت هم از بین نمی رود. اغلب اوقات افراد عصبی بعد از طلاق هم دنبال مشاجره و دعوا هستند.  اگر در زندگی خشنی هستید یا مدام درگیری ها و مشاجرات جدی و خشنی دارید، باید این را به خاطر داشته باشید که موقع تهدید به طلاق یا عصبی شدن، این درگیری ها شدت پیدا می کنند. با اینکه ممکن است نتوانید در روند طلاق جلوی خشم طرف مقابلتان را بگیرید، اما می توانید از میزان خطرناک بودن آن برای خودتان و فرزندانتان آگاه باشید.

 

بهترین سن فرزند برای طلاق والدین با درگیری کم

اگر درگیری کمی بین زن و شوهر وجود داشته باشد بهترین سن کودک برای طلاق والدین زمانی است که او به مدرسه برود زیرا روابط و فعالیت های خارج از خانه می تواند به او کمک کند.

اگر درگیری بین شما و همسرتان کم است، داستان فرق می کند. این مورد بیش از نیمی از طلاق ها را شامل می شود. در چنین شرایطی با اینکه نسبت به ازدواجتان احساس ناامیدی می کنید اما همچنان احترام و علایق مشترکی هم بین شما وجود دارد.

ممکن است به خاطر تنهایی طولانی مدت یا محرومیت از رابطه جنسی یا چون دیگر احترامی برای همسرتان قائل نیستید ویا به خاطر اعتیاد او به مصرف الکل یا مواد مخدر و یا ابتلای طرف مقابلتان به بیماری روحی بخواهید از او طلاق بگیرید. در هر صورت طیف گسترده ای از اختلافات آشتی ناپذیر وجود دارد که باعث طلاق می شوند. اگر شما هم در چنین وضعیتی قرار دارید، باید این واقعیت را در نظر بگیرید که بچه های پیش دبستانی موقع طلاق والدینشان و حتی شاید تا سالها بعد، سخت ترین دوران را می گذرانند. بسیاری از این مسائل به به کیفیت زندگی فرزند شما بعد از جدایی بستگی دارد. گاهی اوقات ازدواج دوم می تواند نیازهای مراقبتی فرزند شما را تامین کند و گاهی مواقع هم نه.

باز هم تکرار می کنیم که کودکان خردسال به مراقبت والدین خود احتیاج دارند. پس از طلاق، خیلی از مادرانی که قبلا می توانستند به طور نیمه وقت در کنار نوزادانشان و در خانه بمانند، مجبور می شوند تمام وقت کار کنند. مادرانی که عاشق انجام کارهای قبل از خواب مثل قصه خواندن برای کودکشان یا بازی کردن با او بودند مجبورند این فعالیتهای لذت بخش را قطع کنند، نه به این دلیل که خودشان می خواهند، بلکه به خاطر خستگی ناشی از کار روزانه، دیگر انرژی کافی برای مراقبت از فرزندشان را ندارند.

پس اگر بتوانید تا رسیدن سن کودکتان به سن مدرسه طلاقتان را به تاخیر بیندازید، احتمالا اوضاع برای او بهتر می شود و راحت تر می تواند با این مساله کنار بیاید. وقتی کودک به مدرسه می رود، دنیای جالبی خارج از خانه خواهد داشت که در آن از حمایت دوستانش برخوردار است و این روابط و فعالیت های خارج از خانه او را هدفمند نگه می دارند. وقتی او علایق و دوستان جدیدی پیدا می کند شما راحت تر می توانید این احساس که او به خاطر طلاق شما چیز زیادی از دست داده را از فرزندتان دور کنید.

 

سنین آسیب پذیر کودکان برای طلاق والدین

دومین سن آسیب پذیر طلاق والدین برای فرزندان اوایل دوره بلوغ یعنی زمانیست که کودکان به سرعت در حال رشد هستند و برای هدایت و حمایتشان به خانواده مستحکمی نیاز دارند.

اگر والدین کودکی هستید که دچار مشکلاتی مثل عدم موفقیت در مدرسه یا عدم رعایت نکات مهم درباره همسن و سالانش است، توصیه می کنیم که قبل از طلاق کمی صبر کنید. ممکن است فرزندتان بعد از طلاق شما نتواند با خواسته های خانواده سازگار شود. بنابراین قبل از اینکه حرکتی انجام بدهید، بررسی کنید و ببینید آیا کودکتان از نظر رشد جسمی و روحی در شرایط مناسبی قرار دارد یا نه. اگر نه، قبل از طلاق باید به او کمک کنید.

نکته اصلی این است که اگر بدانید چطور باید از فرزند خردسالتان در مقابل احساس از دست دادن پدر یا مادر و از فرزند نوجوانتان در مقابل احساس عدم وجود حمایت و پشتیبانی محافظت کنید، راحت تر می توانید با مسائل بعد از طلاق کنار بیایید. اما بیایید واقع بین باشیم. همیشه اینطور نیست که همه خیلی راحت بتوانند خودشان را برای طلاق آماده کنند. واقع آسیب زا می توانند خانواده ها را ببلعند و بدون اینکه فرصتی برای آمادگی بدهند، آنها را به دفاتر وکلای طلاق پرتاب کنند.

اگر شریک زندگی شما کاری ظالمانه و غیر قابل تحمل انجام داده است و احساس عصبانیت می کنید، احتمالا بدون توجه به سن و سال فرزندانتان و چیزهایی که ما در این باره گفتیم، درخواست طلاق می دهید. چون نمی توانید منتظر “بهترین زمان طلاق” باشید. اگر این اتفاق برایتان افتاد، اهمیت حفظ مراقبت از کودکان خردسال و آسیب پذیری ویژه بچه هایی که وارد دوران بلوغ می شوند را به خاطر بسپارید. حالا وقت آن است که قبل از جدا شدن، از خانواده و دوستانتان کمک بخواهید و فکری به حال فرزند کودک یا نوجوان خودتان بکنید.

 

آیا در کنار هم ماندن به خاطر بچه ها کار درستی است؟

انتخاب گزینه طلاق همیشه یک تصمیم شخصی و ذهنی است. هیچ کس نمی تواند به شما بگوید که در آینده دقیقاً چه چیزی در انتظار شماست.

خیلی ها از من این سوال را می پرسند که “اگر به زندگی ناخوشایندی که دارم ادامه بدهم برای بچه هایم مضر است؟ یا اگر طلاق بگیرم وضعشان بهتر می شود؟” نمی شود به این سوال جواب بله یا خیر دقیق و واضحی داد. این تصور که چون شما از زندگی تان ناراضی هستید پس فرزندتان هم ناراضی است درست نیست. اگر رفتار بیرونی شما طبیعی به نظر برسد و جوری به نظر برسد که از زندگی راضی هستید در حالیکه در درونتان احساس خستگی و بی حوصلگی کنید، فرزندتان متوجه ناراضی بودن شما از زندگی نمی شود. کودکان نمی توانند حالت درونی شما را بخوانند، مگر اینکه مستقیماً در روابطتان با آنها آن را نشان بدهید. آنها هیچ چیزی از روابط جنسی شما نمی دانند، نمی توانند افکارتان را بخوانند و علاوه بر این آنها راهی برای درک پیچیدگی های روابط زناشویی شما ندارند.

کودکانی که هنوز به سن بلوغ نرسیده اند نمی توانند درک کنند که چرا وقتی از یک فرد خشن وعصبانی خواسته می شود خویشتن دار باشد، باز هم دست از رفتارش بر نمی دارد. آنها هیچ چیز درباره اینکه چرا یک نفر موقع مستی رفتار بدی نشان می دهد نمی دانند و این قضیه را درک نمی کنند.

انتخاب گزینه طلاق همیشه یک تصمیم شخصی و ذهنی است. هیچ کس نمی تواند به شما بگوید که در آینده دقیقاً چه چیزی در انتظار شماست. ممکن است آینده مرد یا زن رویاهایتان را برای شما به ارمغان بیاورد. این اتفاق هم برای افراد مسن و هم جوانترها ممکن است رخ بدهد؛ اگر چه با بالا رفتن سن احتمالش کاهش پیدا می کند چون دایره انتخاب هایتان محدودتر می شود. من زن 50 ساله ای را می شناختم که از شوهرش جدا شد چون از او متنفر شده بود. در عرض 6 ماه بعد از طلاق، در کلیسا با مرد دوست داشتنی و جذابی آشنا شد که دقیقا همان چیزهایی را که او از یک شریک زندگی می خواست داشت.

حرف من این است که هیچ کس نمی تواند میزان ناراضی بودن شما را اندازه گیری کند و یا پیش بینی کند که طلاق چه فرصت های جدیدی پیش رویتان می گذارد. این فقط خود شما هستید که می توانید میزان خوشبختی یا بدبختی تان در زندگی را بسنجید. مطمئنا همه ما زوج هایی را می شناسیم که از زندگی مشترکشان راضی نیستند اما در از کار، دوستان و خانواده شان رضایت دارند. بعضی ها هم ممکن است از رویای داشتن یک عشق رمانتیک دست بردارند یا شاید از اول هم هیچ وقت رابطه پر شوری نداشته باشند. کاملا واضح است که ناامیدی از ازدواج، کاملا به چیزهایی که طبق آنها هدفتان را تعیین می کنید بستگی دارد و این موارد ممکن است تغییر کنند.

یکی از تحقیقات انجام شده درباره ازدواج های ناخوشایند نشان می دهد که خیلی از زوج هایی که با هم درگیری دارند اما به زندگی شان ادامه می دهند، بعد از گذشت 5 سال بسیار خوشبخت تر و شادتر شده اند و اعلام کرده اند که از زندگی شان راضی اند. بنابراین خیلی مهم است که وقتی احساس ناامیدی بر شما مسلط شده تصمیم نگیرید. اگر چند ماه صبر کنید ممکن است اوضاع بسیار متفاوت شود و نظرتان کاملا تغییر کند.

از دیدگاه فرزندان، تصمیم برای طلاق به این موضوع مربوط می شود که ناراحتی شما چطور روی توانایی تان برای پدر و مادر خوب بودن تاثیر گذاشته است. اگر شما و همسرتان از پدر و مادر بودنتان لذت می برید در کنار هم زندگی اخلاقی و محافظت شده ای را برای فرزندانتان ساخته اید، پس فکر می کنم که باید با هم بمانید. من زوج های زیادی را می شناسم که این راه را در پیش گرفته اند. آنها به فرزندانشان افتخار می کنند و با هم تصمیم گرفته اند که به خاطر بچه ها به زندگی ادامه بدهند.

گاهی اوقات این زوج ها روابط خارج از چارچوب خانواده دارند اما همچنان با همسرشان زندگی می کنند. اگر از زندگی تان راضی نیستید به این فکر کنید که آیا یک یا هر دویتان بعد از طلاق پدر و مادر بهتری خواهید بود یا نه؟ از خودتان بپرسید که آیا در زندگی ماندن بهتر است یا طلاق گرفتن؟ یادتان باشد که همه ما زندگی های متفاوت با مشکلات متفاوتی داریم و علاوه براین منشأ مشکلات زناشویی و میزان تحمل آنها در هر شخصی با دیگری متفاوت است.

از طرف دیگر، اگر احساس می کنید در زندگی مشترک مورد تحقیر، سوء استفاده عاطفی، تمسخر یا توهین قرار گرفته اید و هر روز صبح با احساس بدبخت بودن از خواب بیدار می شوید بهتر است طلاق بگیرید و از این بابت هم به خودتان افتخار کنید. شما به عنوان یک پدر و مادر می توانید بهترین سن فرزندان برای تحمل و پذیرش طلاق خودتان را تعیین کنید. بعد از طلاق می توانید الگوی بسیار بهتری برای فرزندانتان باشید احساس جدید آزادی خود را با آنها به اشتراک بگذارید. شما می توانید از این فرصت استفاده کنید و با آگاهی جدیدی که در جوانی تان نداشتید زندگی تان را بهبود ببخشید. می توانید به یک فرد پخته جدید تبدیل شوید که شهامت ایجاد تغییر در زندگی خودتان و فرزندانتان را دارد. بعد از طلاق دنیای جدیدی پیش روی شماست و این شما هستید که تصمیم می گیرید چطور با آن روبرو می شوید.

ممکن است شما دوست داشته باشید
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.