داستان ضرب المثل مرغش یک پا دارد (ریشه و معنی کنایی)

یک حکایت کوتاه با ضرب المثل براحتی در ذهن افراد می ماند. اگر نمی دانید ضرب المثل مرغش یک پا دارد یعنی چه و می خواهید با داستان ضرب المثل مرغ یک پا دارد آشنا شوید، این مطلب را از دست ندهید.

ضرب المثل ها اصطلاحاتی هستد که حالتی از فرد را با عبارتی کوتاه بیان می کنند و همگی دارای تاریخچه هستند. حتما ضرب المثل مرغش یک پا دارد به گوشتان خورده است، این ضرب المثل را زمانی به کار می برند که فرد روی حرف یا تصمیم خود پافشاری می کند، اما داستان ضرب المثل مرغ ایشان یک پا دارد چیست. در این مطلب داستان ضرب المثل مرغش یک پا دارد را دنبال کنید.

داستان ضرب المثل مرغش یه پا داره

تاریخچه یک ضرب المثل و اینکه بفهمیم شروع یک ضرب المثل از کجا و بر چه اساسی شکل گرفته می تواند برای همه جذاب باشد.

معنی ضرب المثل مرغ یک پا دارد کنایه از لجبازی و سرسختی فردی روی حرف خود است به شکلی که حرف هیچ کس روی او تاثیر نداشته باشد. کسی که حرفش غیرمنطقی و بی معنی است اما روی حرف خود پافشاری می کند و می خواهد حرف خود را به کرسی بنشاند وبه هر نحوی سعی می کند دیگران را متقاعد کند.

در مینویسم می توانید ضرب المثل با ایموجی و شکل بهمراه جواب را دنبال کنید.

ریشه ضرب المثل مرغش یه پا داره

در مورد داستان ضرب المثل مرغ یک پا دارد گفته شده که در روزگاران دور، یک روز دوستان ملانصرالدین در خانه او را زدند و با استرس و هیجان به او گفتند حاکم شهر عوض شده و حاکم جدیدی جایگزین او شده است.

+ ملا نصرالدین گفت این قضیه چه ارتباطی به من دارد؟

گفتند: تو باید برای حاکم جدید هدیه ای تهیه کنی و حکومت او را تبریک بگویی.

+ ملانصرالدین گفت: پس با این کار به فکر خودتان هستید تا در صورت گرفتاری پیش حاکم برای شما واسطه شوم؟

دوستانش گفتند بله قصدمان همین است.

+ ملا نصرالدین گفت: با این کار چه چیزی به من می رسد؟

گفتند: تو بزرگ و ریش سفید ما هستی. در این میان یکی از دوستان گفت: هدیه حاکم را ما تهیه می کنیم. یک مرغ چاق و چله میپزیم تا تو آنرا به عنوان هدیه نزد حاکم ببری.

+ ملانصرالدین گفت: پس دو تا مرغ بپزید. یکی برای حاکم و یکی هم برای خانواده من.

دوستانش قبول کردند و روز بعد با دو مرغ نزد ملانصرالدین آمدند.

+ ملا یکی مرغ را برای خانواده اش کنار گذاشت و مرغ دیگری را داخل سینی گذاشت تا برای حاکم ببرد. اما وسط راه بود که هوس مرغ کرد بریان کرد و در سینی را برداشت و یکی از پاهای مرغ را کند و خورد.

وقتی نزد حاکم رفت حاکم سرپوش سینی را برداشت و چشمش به مرغ یک پا افتاد. سوال کرد چرا مرغ بریان یک پا ندارد؟

+ ملانصرالدین گفت: در شهر ما مرغ هایی که خوب و مرغوب باشند یک پا دارند.

حاکم که متوجه زرنگی ملانصرالدین شده بود او را به ناهار دعوت کرد.

بعد از این داستان در مورد هر شخصی که روی حرف اشتباه خود پافشاری می کند می گویند مرغش یک پا دارد!


ضرب المثل مرغ یک پا دارد به انگلیسی

The chicken has one leg

ضرب المثل برای پانتومیم

ممکن است شما دوست داشته باشید
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.