نوزادان از چه چیزی می ترسند؟

چه چیزهایی باعث ترس نوزاد می شود؟

در این مطلب درباره اینکه نوزادان از چه چیزی می ترسند و راهکارهای مقابله با ترس نوزادان صحبت می کنیم.

ترس های رایج نوزاد شامل صداهای بلند، افتادن، جدایی از والدین است. در این مرحله، نوزادان نمی توانند آنقدر دقیق بین اشیاء تمایز قائل شوند که با نگاه کردن به آنها بترسند. با این حال، صداهای بلند باعث ایجاد رفلکس آنها می شود. با ما همراه باشید در ادامه این مطلب خواهیم گفت که نوزادان از چه چیزی می ترسند؟ و چطور می توان آن را کنترل و یا از بین برد. برای شناخت بهتر از دنیای نوزادان و همچنین تربیت کودکان پیشنهاد می شود از مطالب آموزشی سایت همچون نحوه رفتار با کودک لجباز و علت اضافه  وزن کودک بازدید نمایید.

نوزادان از چه چیزی می ترسند؟

ترس از صداهای بلند، هیولاها، غریبه ها یا دیگر اشیاء و رویدادها، بخشی طبیعی از دوران کودکی است.  نویسنده ای می‌گوید: بخشی از رشد طبیعی نوزاد، ترسی است که او نسبت به دنیا واقعی پیدا می‌کند و تلاش می‌کند تا آن را معنا کند. خوشبختانه، بیشتر ترس‌ها به مراحل قابل پیش‌بینی می‌رسند، و با کمی بینش، می‌توانید به فرزندتان کمک کنید ترس‌هایش را کنترل کند و با اطمینان بیشتری در دوران کودکی قدم بردارد.

صداهای بلند و افتادن از اولین ترس های نوزادان می باشد. دکتر براون می گوید: “مغز و اعصاب نوزادان در دو سال اول زندگی به سرعت رشد می کنند، اما آنها با سیستم عصبی بسیار نابالغ متولد می شوند.” “این بدان معناست که آنها نمی توانند ورودی های حسی خاصی را تفسیر یا مدیریت کنند. مانند صداهای بلند یا احساس افتادن.” به همین دلیل است که انتقال نوزاد به اقوام نزدیک ممکن است کودک شما را آزار ندهد، اما او را خیلی سریع روی زمین بگذارید یا صدایی ناگهانی و بلند ایجاد کند و او از ترس گریه کند.

همانطور که سیستم عصبی او بالغ می شود و او بر محیط اطراف خود تمرکز می کند، ترس های جدیدی ظاهر می شود و در 8 تا 10 ماهگی، مفهوم “اشیاء” وارد عمل می شود.

دکتر براون توضیح می دهد: «وقتی چیزها ناپدید می شوند، دیگر در ذهن نوزاد وجود ندارند. اما اکنون، آنها می‌دانند که چیزها ناپدید می‌شوند و هنوز هم وجود دارند. بنابراین وقتی مامان یا بابا اتاق را ترک می‌کنند، کودک تعجب می‌کند که کجا رفتند و چه زمانی برمی‌گردند.»

بیشتر بخوانید: دعا برای ترس کودکان

1. اضطراب جدایی

اضطراب جدایی اغلب با ترس دیگری در این سن ترکیب می شود، زمانی که کودک نسبت به دیگران غیر از مراقبان اصلی خود محتاط است. مونا دلاهوک، دکترا، روانشناس رشد، در پاسادنا، کالیفرنیا، می گوید: «این واقعاً نشانه خوبی است.” به این معنی است که کودک شروع به تشخیص چهره های آشنا و ناآشنا می کند.”

جدایی از والدین و اضطراب از آشنایی با غریبه ها بخش طبیعی از رشد نوزاد است. یک کودک نه تنها از ناپدید شدن شما می ترسد، بلکه از مراقبی که او را به او بسپارید نیز می ترسد.

راه حل :

برای کمک به فرزندتان در کنار آمدن با جدایی، اغلب بازی هایی مانند قایم موشک را انجام دهید، تا او بفهمد که شما هنوز آنجا هستید، حتی اگر نتواند صورت شما را ببیند. سپس ترک اتاق را تمرین کنید و قبل از بازگشت یک دقیقه صبر کنید. وقتی آماده هستید که به سرکار بروید، ابتدا فرزندتان را به همسرتان بسپارید، سپس یکی از اقوام یا دوستان نزدیکتان و در نهایت یک پرستار بچه بگذارید. کودک شما باید شروع به دیدن آن شخص به عنوان عضوی از خانواده کند و زمانی که شما نیاز به ترک آن دارید خوشحال می شود که در کنار او بماند. با دوره‌های جدایی کوتاه مانند نیم ساعت شروع کنید و به تدریج در طول چند هفته از او فاصله بگیرید.

دکتر براون هشدار می‌دهد که هر کاری که می‌کنید، زمانی که کودکی را با این اضطراب‌ها رها می‌کنید، به‌طور مخفیانه بیرون نروید. اگر بدون خداحافظی ترک کنید، وقتی فرزندتان به دنبال شما می‌گردد و شما رفته‌اید دچار شوک می‌شود، نه تنها ترس او از ناپدید شدن شما را افزایش می‌دهد، بلکه باعث عدم اعتماد او نیز می‌شود. دکتر براون می‌گوید: «به‌جای آن، به او بگویید «خدانگهدار من می‌روم، دوستت دارم» یا برنامه‌ای منظم داشته باشید.

2. ترس از صداها، حیوانات و تاریکی

یکی از موارد دیگری که کودکان از آن می ترسند، صدای حیوانات و تاریکی است. همراه با اولین قدم های کودک در حدود یک سالگی، نیاز روزافزون به استقلال و کنترل بر محیط اطرافش نیز به وجود می آید. و این بدان معناست که چیزهایی خارج از کنترل او می توانند او را بترسانند. مانند پریدن سگ ها، کشیدن ناگهانی سیفون توالت یا رعد و برق.

3. ترس از موجودات

جینی کرس، به یاد می‌آورد که پسر 18 ماهه‌اش از مورچه می‌ترسید. او می‌گوید: «وقتی در پیاده‌رو ایستاده بود، اگر مورچه‌ای را ببیند که به سمتش می‌رفت، وحشت می‌کرد.

راه حل :

برای اینکه کودکتان با این موجودات آشنا شود، به او اجازه دهید دنیای مورچه‌ها را در یک موزه یا در کتاب کشف کند. دکتر براون می گوید، کلید کمک به بچه ها این است که احساس قدرت کنند. “هرچه قدرت بیشتری به آنها بدهید و به آنها اجازه دهید کنترل دنیای خود را بدست بگیرند، بهتر عمل خواهند کرد.”

حتما به احساسات آنها نیز احترام بگذارید، حتی اگر شما به عنوان یک بزرگسال ممکن است دلیلی برای ترسیدن نبینید. رابرت سیرز، دکتر و نویسنده همکار کتاب The می‌گوید: «بهترین راه برای وادار کردن کودک گوش دادن به صحبت‌های شما و یادگیری غلبه بر احساسات قوی این است که به او بگویید که داشتن چنین احساساتی اشکالی ندارد؛ شما هم گاهی اوقات آنها را دارید .»

4. هراس از تاریکی شب 

هراس از تاریکی شب، یکی از ترس های رایج در نوزادان می باشد. در سن 2 سالگی، تخیل کودک در حالی که او چیزهایی را تصور می کند که نمی تواند ببیند، تقویت می شود، که در را به روی ترس از تاریکی و هیولاها باز می کند. والدین ممکن است خود را با کودک 2 ساله ای ببینند که قبلاً خوب می خوابید اما اکنون به سختی می خوابد یا اینکه از خواب بیدار می شود و می خواهد نیمه شب به اتاق والدین بیاید.

راه حل :

دکتر سیرز می گوید: سعی کنید از فرزندتان بپرسید که از چه چیزی می ترسد و چه چیزی به او کمک می کند بر این ترس ها غلبه کند.

دکتر سیرز همچنین به والدین پیشنهاد می‌کند که برنامه‌های شبانه آرام‌بخشی داشته باشند و از داستان‌های قبل از خواب با افراد شرور یا تصاویر ترسناک صرفنظر کنند. او می‌گوید: «به آن‌ها کمک کنید تا شب را به عنوان یک زمان استرس‌زا نبینند. “در این شرایط بهتر است والدین خود را در دسترس آنها قرار بدهند تا بدانند که مجبور نیستند این زمان ها را به تنهایی تحمل کنند.”

5. شناخت و تصدیق ترس

از تخیل فرزندتان به نفع او استفاده کنید و از او بخواهید در نظر بگیرد که چه چیزی به او کمک می کند ترس هایش را برطرف کند. ایلیا، وقتی تقریباً 3 ساله بود از هیولاهای اتاقش ترسید. “از او پرسیدم چه چیزی [به او کمک می کند]، و او گفت که اگر پنج کتاب در رختخوابش داشته باشد، حالش خوب است.” او می گوید. هر شب پنج کتاب را روی جلدهایش در پای تخت او قرار می‌دهیم و هیولاها از آن زمان برنگشته‌اند.»

اگر فرزندتان نگران است که هیولاها در کمین باشند، مراسمی را برای چک کردن هر کمد با هم انجام دهید، اجازه دهید یک حیوان عروسکی بزرگ به عنوان نگهبان در درب خانه بنشیند، یا یک قوطی خوشبوکننده اتاق را بردارید، روی آن برچسب «اسپری ضد هیولا» بزنید و به آن بدهید. هرشب این یک سلاح است تا همه چیزهای ترسناک را از بین ببرد.

و به یاد داشته باشید این ترس ها برای همیشه دوام نمی آورند. الیجا آدامیک که اکنون 3 سال دارد، وقتی مادرش اسموتی‌هایی را در مخلوط کن آماده می‌کند، بی‌تفاوت است. الیجا به مادر گفت: “من قبلا از صداهای بلند می ترسیدم.” اما حالا که بزرگ شدم، اشکالی ندارد.  دکتر براون می گوید که این نشانه خوبی است. فرزند شما باید این تجربیات را بسازد تا بتواند بگوید، “من بر آن غلبه کردم، این چیز مهمی نبود.” هر بار که آنها تجربه ای دارند که حل می کنند، آنها را در آینده قوی تر می کند.”

ترس یا فوبیا؟

در حالی که ترس ها بخشی طبیعی از دوران کودکی هستند، آیا می توانند از مرز عبور کرده و به یک فوبی واقعی تبدیل شوند؟ کارشناسان می گویند محتمل نیست. فوبیای واقعی در دوران کودکی بسیار نادر است، زیرا فوبیا به عنوان یک ترس غیرمنطقی در نظر گرفته می شود. و در حالی که بیشتر ترس‌های کودکان از دیدگاه بزرگسالان «غیرمنطقی» تلقی می‌شوند، از دیدگاه کودک، آنها بسیار منطقی هستند. به هر حال، ممکن است منطقاً بدانیم که از زهکشی وان حمام پایین نمی‌رویم، اما تخیل کودک ممکن است خلاف این را بگوید.

ترس هایی که ممکن است در بزرگسالان به عنوان فوبیا شناخته شوند (مانند ترس از تاریکی، صداهای بلند یا حتی حمام کردن) در کودکان به عنوان فوبیای واقعی در نظر گرفته نمی شوند. دکتر سیرز توضیح می گوید: «می‌توانید این کودکان را فوبیا بنامید، اما از نظر رشد طبیعی هستند – نه مانند فوبیای بزرگسالان».

برای آن «فوبیا»های عادی دوران کودکی، والدین می توانند به تدریج به فرزندان خود کمک کنند تا با نشان دادن اینکه چگونه با هر چیزی که می ترسند به آرامی به آنها عادت کنند، کمک کنند. آری براون، متخصص اطفال، می‌گوید: «بعضی از بچه‌ها در مورد صداها، شلوغی‌ها، غریبه‌ها و تاریکی اضطراب واقعی دارند. اما این یک فوبیا نیست، و شما می توانید با همکاری یکدیگر به از بین بردن این ترس کمک کنید. بنابراین از تبدیل شدن آن به یک فوبی واقعی در آینده جلوگیری کنید. دکتر براون می گوید: “به ترس احترام بگذارید، به ترس رسیدگی کنید و کودک را توانمند کنید.”

ممکن است شما دوست داشته باشید
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.