هوش هیجانی

طی تحقیقات صورت گرفته در دهه های اخیر ثابت شده است که وجود هوش هیجانی باعث وجه تمایز بین یک ستاره سینمایی و سایر افراد است . ۹۰درصد بازیگران از هوش هیجانی بالایی برخوردارند.

جک ولش (اسطوره مدیریت در ایالات متحده آمریکا) میگوید : بی شک شمار افرادی که هوش هیجانی دارند از افراد باهوش و با استعداد ، کمتر است اما بنا بر تجربه من مهم ترین ویژگی یک رهبر موفق داشتن هوش هیجانی است و به ندرت میشود یک رهبر دارای هوش هیجانی پیدا کرد که بتوان با نظراتش مخالفت کرد.

هوش هیجانی یک ویژگی مبهم در همه افراد است که به ما کمک میکند رفتار خود را کنترل کنیم ، مشکلات اجتماعی را به سمت و سوی مورد نظر هدایت کنیم و تصمیم های فردی را در جهت رسیدن به اهداف خود مدیریت کنیم.

ماهیت هوش هیجانی یا همان EQ به گونه ای است که تشخیص اینکه شما چه میزان هوش هیجانی دارید و برای افزایش آن چه کارهایی میتوانید انجام دهید دشوار باشد.

شما میتوانید با شرکت در آزمون های معتبر علمی همانند آزمون هایی که در کتاب هوش هیجانی ذکر شده اند از میزان EQ خود مطلع شوید.

متاسفانه آزمون های معتبر EQ  به صورت رایگان برگزار نمیشود. بنابراین ما خصوصیات رفتاری بیش از یک میلیون نفر را که در این آزمون شرکت کردند و EQ پایینی دارند را بررسی کردیم و در این مطلب به ذکر این رفتار های شاخص این افراد پرداخته ایم.ممکن است پس از خواندن این مطلب تمایل به اصلاح این رفتار ها داشته باشید.

 

به راحتی مضطرب میشوید.

هنگامی که احساسات مختلف در شما غلیان میکند تنش،اضطراب و تشویش در شما ایجاد میشود.احساسات بی دلیل به جسم و ذهن شما آسیب میرساند.مهارت هایی که با هوش هیجانی به دست می آورید به شما را قادر میسازد تا در صورت مواجهه با موقعیت های استرس زا پیش از تشدید شدن ،آن را کنترل کنید.

افرادی که موفق به استفاده از مهارت های هوش هیجانی نمیشوند ، به احتمال زیاد، به میزان کمتری از روش های مدیریت احساسات استفاده کرده اند و دوبرابر افراد دیگر در معرض اضطراب ، افسردگی ، اعتیاد و خودکشی قرار میگیرند.

 

شما نمیتوانید از خودتان دفاع کنید.

این افراد هنگامی که در معرض بدرفتاری قرار میگیرند ، یا کاملا کوتاه می آیند و تسلیم گفته دیگران میشوند یا رفتار های پرخاشگرانه از خود بروز میدهند.اما افرادی که از هوش هیجانی برخوردارند ،در صورت مواجهه با چنین رفتارهایی ، با حفظ تعادل و دفاع کردن از حق خود ، از بروز عکس العمل های کنترل نشده جلو گیری میکنند.این کار باعث میشود بدون این که این افراد به دشمنان شما تبدیل شوند ، از بروز رفتار های زننده در آن ها جلوگیری کنید.

افرادی با EQ بالا، در رفتارهایی همچون همدلی، مهربانی و دفاع کردن از خودشان تعادل برقرار میکنند که این خود تاکتیکی ایده آل برای مدیریت ناسازگاری هاست.

 

دایره لغات شما در ابراز احساسات محدود است.

همه افراد احساساتی میشوند اما تنها تعداد محدودی میتوانند در مواقع لزوم به طور دقیق تشخیص دهند که باید چه کلماتی به کار ببرند.تحقیقات نشان میدهد که تنها ۳۶ درصد مردم قادر به انجام این کار هستند.این مسئله اغلب مشکل ساز است زیرا عدم ابراز احساسات ممکن است موجب ایجاد سو تفاهم شود و این امر منجر به انتخابات غیرمنطقی و اقدامات زیان بار میشود. افرادی که از EQ بالا برخوردارند،بر احساسات خود تسلط کامل دارند زیرا به شناخت درستی از احساسات خود رسیده اند و برای بیان احساسات خود دایره لغات گسترده ای دارند.

در بیشتر افراد برای بیان احساسات ناخوشایند خود فقط از کلمه “بد” استفاده میکنند ،این در حالیست که افرادی که از هوش هیجانی برخوردارند میتوانند دقیقا بیان کنند که خشمگین ، نا امید، رنج کشیده یا مضطرب هستند.هرچه انتخاب واژگان شما دقیق تر باشد، نگرش شما نسبت به حسی که دارید ،دلیل به وجود آمدن آن وعکس العمل مناسب در رابطه با آن دقیق تر خواهد بود.

 

نظریات خود را به سرعت عملی میکنید و به شدت از آن حمایت میکنید.

افرادی که فاقد EQ هستند ، به سرعت بر نظریات خود جامه عمل میپوشانند و متعصبانه از آن دفاع میکنند ؛ یعنی با ارائه تمام مدارکی که با نظر خودشان تطابق دارد سعی در اثبات خود دارند و تمامی مدارکی را که بر خلاف نظرشان هست را صریحا رد میکنند و غالبا پس از مخالفت با ایشان ، با بحث و مجادله ، شدیدا از  کار خود دفاع میکنند. این روحیه در رهبران بسیار زیان بار است زیرا ایده های آن ها باید به استراتژی کل تیم تبدیل شود. افرادی که از هوش هیجانی برخوردارند برای تصمیمات خود به خوبی فکر میکنند و همه جوانب را بررسی میکنند زیرا عقیده دارند عکس العمل های سریع از احساسات نشات میگیرند.

این افراد به خود زمان میدهند تا از زوایای گوناگون این قضیه را بررسی کنند،عواقب احتمالی را در نظر بگیرند و استدلال های مخالف را با دقت مطالعه کنند. سپس با در نظر گرفتن نیاز ها و نقطه نظرات مخاطبان خود ، با موثرترین روش ممکن ، با آنها به گفتگو میپردازند .

 

کینه ای هستید.

احساسات منفی ناشی از کینه یک واکنش سراسر اضطراب است .تنها ، فکر کردن به  این قبیل اتفاقات باعث میشود مغز برای رسیدن به آرامش دستور مبارزه ارسال کند و شما را وادار به مبارزه سازد. عکس العمل در هنگام وقوع اتفاقات ناخوشایند  ،امری ضروری است اما اگر با گذشت زمان بازهم به آن رویداد بیاندیشید موجب میشود ناخوداگاه درگیر اضطراب شوید و این امر برای سلامتی شما عواقب بدی در پیش خواهد داشت. در حقیقت ، تحقیقات صورت گرفته در دانشگاه “اموری ” نشان داده است که ماندن در شرایط استرس زا به طور طولانی مدت موجب افزایش فشار خون و بیماری های قلبی عروقی میشود. نگه داشتن کینه به منزله ایجاد اضطراب است و افرادی که از هوش هیجانی برخوردارند بر این امر واقفند و به هر قیمتی که شده از این اتفاق جلوگیری می کنند. رها کردن کینه های قدیمی نه تنها باعث بهبود حال شما میشود بلکه برای سلامتی شما هم مفید است.

 

شما از این که مرتکب اشتباه شوید واهمه دارید.

افرادی که از هوش هیجانی برخوردارند از اشتباه کردن واهمه ای ندارند اما سعی میکنند از اشتباهات خود درس بگیرند و هرگز آنها را فراموش نکنند.این افراد با در نظر گرفتن اشتباهات خود در مسیر موفقیت گام برمیدارند.طی کردن این مسیر نیازمند خودآگاهی در قدم گذاشتن در راه زندگی و از یاد نبردن اشتباهات است. تکرار اشتباهات در زندگی به طور پی در پی ، باعث به وجود آمدن حس تشویش و شرمندگی میشود ، این در حالی است که با فراموش نکردن اشتباهات خود میتوانید از تکرار مداوم آن  و طبعا از بروز این حس ها جلوگیری کنید. نکته اصلی برای ایجاد توازن در زندگی این است که بتوانید از شکست های خود در جهت بهبود شرایط استفاده کنید. این کار باعث میشود که هربار شکست میخورید به گذشته برگردید و از اشتباهات خود درس بگیرید.

 

شما غالبا احساس میکنید به درستی متوجه حرکات و رفتار اطرافیان خود نمیشوید.

هنگامی که شما در هوش هیجانی دچار ضعف باشید ، نمیتوانید به درستی دریابید که چطور باید با دیگران رفتار کنید. شما نمیتوانید پیام حرف هایتان را به درستی به افراد دیگر برسانید. افرادی که از هوش هیجانی برخوردارند میدانند که حتی با تمرین نمیتوانند هنگام گفتگو با دیگران تمام نظرات خود را به درستی منتقل کنند. این افراد هنگامی که در موقعیتی قرار میگیرند که دیگران منظور آنها را متوجه نمیشوند ، طریقه بیان خود را مطابق شرایط تغییر میدهند.

 

شما نقطه ضعف های خود را به خوبی نمیشناسید.

هرکسی نقطه ضعف هایی دارد. بعضی موقعیت ها و بعضی افراد نقاط ضعف مارا تحت الشعاع  قرار میدهند که پیامد آن عکس العمل های بدون فکر و ناگهانی است.افرادی که از هوش هیجانی برخوردارند بر روی نقاط ضعف خود مطالعه میکنند و با تکیه بر اطلاعاتی که به دست آورده اند خود را از موقعیت های احتمالی رها میسازند و بهترین عکس العمل ممکن را نشان میدهند.

 

عصبانی نمیشوید.

هوش هیجانی به این معنا نیست که با همه خوب برخورد کنید بلکه به این معناست که برای رسیدن به بهترین نتیجه ممکن ، احساسات خود را مدیریت کنید.گاهی وقت ها نیاز است که ناراحتی ، غم و ناامیدی  خود را ابراز کنید.این که دائما احساسات خود را پشت چهره ای راضی و خندان پنهان کنید اصلا ایده خوبی نیست.افرادی که از هوش هیجانی برخوردارند، احساسات مثبت و منفی خود را در موقعیت های متفاوت ابراز میکنند.

 

هنگامی که احساسی ناخوشایند از رفتار دیگران به شما دست میدهد،شما آنها را مقصر میشمارید.

احساسات فرایندی است که از درون افراد برمیخیزد. این که شما بخواهید احساساتتان را به دیگران نسبت دهید ممکن است وسوسه انگیز باشد اما در نهایت تنها کسی که مسئول احساسات شماست ،خود شما هستید.هیچ کس نمیتواند شما را مجبور کند حسی که تمایلی به آن ندارید را تجربه کنید.مقصر شمردن دیگران فقط مانع حرکت رو به جلو شما میشود.

 

شما فردی زود رنج هستید.

اگر شما شناخت خوبی نسبت به خودتان داشته باشید ، دیگران نمیتوانند به آسانی  شما را ناراحت کنند. افرادی که از هوش هیجانی برخوردارند،به خود اطمینان دارند و با دید باز به قضایا نگاه میکنند. این افراد به دیگران اجازه میدهند تا با آنها شوخی کنند زیرا میتوانند تفاوت بین شوخی و جدی را تشخیص دهند.

در مجموع باید به این نکته اشاره کرد که EQ برخلاف IQ قابل تغییر است. تمرین های مکرر برای تقویت رفتار های جدید ناشی از هوش هیجانی ، خود به خود بر روی رفتار های شما تاثیری مثبت میگذراد. هنگامی که ذهن شما در حال تقویت و پرورش این رفتار هاست ، رفتار های ناپسند و قدیمی کم کم از بین میروند.شما از مدت ها پیش ، شروع به پاسخ به محیط اطراف خود با استفاده از هوش هیجانی کرده اید.

ونیسا

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید