انشا درباره روز مادر

روز مادر روزی برای قدردانی از زحمات مادرها است و بهترین فرصت برای این است که به آن ها یادآوری کنیم به یادشان هستیم و ارزش وجود آن ها را می دانیم. ممکن است در ایام نزدیک به روز مادر و تولد حضرت فاطمه (س) انشا درباره روز مادر از دبستانی ها خواسته شود. برای نوشتن انشا درباره ی روز مادر بهتر است خودتان اقدام به نوشتن کنید و از کپی کردن انشای روز مادر دیگران بپرهیزید ولی اگر ایده ای برای نوشتن انشا با موضوع مادر ندارید خواندن نمونه انشاهای زیر به شما کمک می کند تا با ذهن بازتری به نوشتن انشا درباره روز مادر برای دبستان و پایه های ابتدایی بپردازید.

انشا درباره روز مادر برای دبستان

مادرها قلب خانه هستند و وجود آن ها مانند ستونی استوار برای بنای خانه است. یاد همه مادرهای درگذشته گرامی. انشا و دلنوشته برای روز مادر می تواند شامل متن درباره مهربانی ها و از خودگذشتگی های مادرها باشد و یا در انشا با موضوع مادر و روز مادر می توانید درباره ناملایماتی که ممکن است ناخواسته در قبال آن ها انجام داده باشیم صحبت کنید. مادر شما حتما با خواندن این انشا خوشحال می شود.

انشا درباره روز مادر برای کودکان پایه ششم تا نهم ابتدایی

روز مادراین انشا کوتاه است و بهتر است آن را با جملاتی از خودتان تکمیل کنید:

مادر یگانه موجودی است که عشقش را بی چشم داشت نثار فرزندانش می کند و از تمام وجودش مایه می گذارد تا آسایش فرزندانش را مهیا کند.  مادر فرشته‌ای است که با اشک فرزندش، اشک می‌ریزد و با خنده‌های او می خندد.

به موهای سفید مادرم که نگاه می کنم به یاد می آورم که این موها در پس سال ها زحمت و گذشت به این رنگ درآمده اند. مادر خوبم فراموش نمی کنم همه روزهایی را که برای من صبحانه اماده کردی و همیشه فضای خانه را برای من به نحوی آماده کردی تا من احساس راحتی کنم. تو بدون هیچ انتظاری از من همه تلاشت را کردی تا من درس بخوانم و به فرد مفیدی تبدیل شوم.

امروز که روز مادر است از تو برای همه روزهایی که تا صبح نخوابیدی تا من آسوده بخوابم تشکر میکنم. مادر خوبم امیدوارم بتوانم زحمات تو را جبران کنم هرچند می دانم نمی توانم اما حداقل سعی می کنم در زندگی به شکلی باشم که تو از من راضی باشی و دعای خیرت همیشه همراهم باشد. مادرم روز مادر بر تو مبارک.

موضوع انشا در مورد روز مادر با مقدمه

انشا روز مادربه نام مادری که بی کرانگی رحمت خداوند تنها با دیدن مهر او باور کردنیست انشای خود را آغاز می کنم.

مادر خوبم هروقت که به یاد محبت ها و زحمات شبانه روزی تو می افتم شرمنده می شوم.  امروز به بهانه روز مادر به یاد بچگی هایم افتادم و محبت های بی دریغ تو را به یاد آوردم. تو همیشه نگران من هستی و همه زندگی ات را صرف مراقبت و نگهداری از من کرده ای. مادر خوبم قدر زحمات تو را می دانم و به تو قول می دهم فرزند خوبی برایت باشم و خواسته های تو را عملی کنم.

امروز قلکم را شکستم تا به بهانه روز مادر هدیه ای برایت بخرم هرچه فکر کردم دیدم هیچ هدیه ای نمی تواند برای تشکر از تو کافی باشد. اما امیدوارم این هدیه ناقابل را از من قبول کنی و بدانی که همیشه قدر خوبی های تو را می دانم. میدانم که تو از من توقعی نداری و همین که برایت فرزند خوبی باشم برایت بزرگترین هدیه ها است.

مادرم من را ببخش اگر بعضی وقت ها با تو بد حرف زدم و یا با صدای بلند با تو صحبت کردم من میشه تو را دوست دارم و اگر روزی تو را ناراحت کردم بدان که منظوری نداشته ام و بعدش پشیمان شده ام.

انشا با موضوع روز مادر برای دبستانی ها

انشا با موضوع روز مادر برای دبستانی ها
مادرم محبت تو مانند خورشید فروزانی است که از تشعشع آن دلگرمم.

مادر خوبم امروز روز مادر است و من این انشا را به تو تقدیم می کنم تا به اندازه ای هرچند کوچک به تو بگویم که دوستت دارم و همیشه قدر تو و خوبی هایت را می دانم. مادرم تو سختی های زیادی کشیدی تا من بتوانم راحت زندگی کنم. تو همیشه با صبر و از خودگذشتگی هایت به من درس فداکاری دادی.

مادر من کسی است که بی منت و بی دریغ نهایت مهرش را تقدیم فرزند می کند حتی اگر آن ها گاهی برخورد مناسبی نداشته باشند، و هر دفعه که فرزندان اشتباهی مرتکب می شوند آن ها را می بخشد و دوباره آن ها را در آغوش می گیرد.

مادر من لحظه هایش را با دعا برای عاقبت به خیری من می گذراند و همیشه نگران این است که من در زندگی ک و کسری نداشته باشم. شادی مادر من زمانی تکمیل می شود که فرزندانش شاد و خوشحال باشند. حضورش در خانه گرما بخش است و نبودنش فضای خانه را به مکان بی روح و سوت و کوری تبدیل می کند که نمی توان آن را تحمل کرد، و آغوش پر مهرش تمام دلهره ها و نگرانی های روز را از بین می برد.

انشا در مورد روز مادر برای پایه ابتدایی دوم تا چهارم دبستان

انشا برای روز مادر

مادر من خیلی مهربان است. او همیشه وقت زیادی برای من می گذراند و هیچ وقت از این همه کار خسته نمی شود. مادرم خانه را مرتب می کند، غذا می پزد، به درس های من رسیدگی می کند، سرکار می رود، مرا به تفریح و گردش می برد و خیلی کارهای دیگر. من می دانم که او خسته هم می شود اما هیچ وقت از خستگی هایش شکایت نمی کند.

مادرم به من می گوید همین که من را موفق ببیند برایش کافی است و توقعی از من ندارد. فردا روز مادر است و من می خواهم او را با خریدن هدیه ای خوشحال کنم اما مادرم می گوید هیچ هدیه ای به اندازه این که من برایش بچه خوبی باشم خوشحالش نمی کند. اما من می خواهم با پس انداز قلکم برایش هدیه کوچکی بخرم و او را غافلگیر کنم.

من تصمیم گرفته ام که از امروز با مادرم مهربان تر باشم و کاری نکنم که از دست من ناراحت شود. امیدوارم بتوانم برای مادرم فرزند خوبی باشم تا او از من راضی باشد.

انشا درباره مادر و مهربانی هایش

انشا درباره مادر و مهربانی هایش

کلمه مادر فقط یک کلمه نیست، مادر که می گویی می توانی مزه عشق و مهربانی را روی زبانت احساس کنی، انگار خداوند دنیایی از دلسوزی و زیبایی و فداکاری را در یک کلمه خلاصه کرده و آن مادر است! مادر یگانه همراه پس از خداوند است که از قبل از تولد با من بوده و همه عمرش یک لحظه از مراقبت و دل نگرانی من دست نکشیده است. در شادی ها با خنده من خندیده و در غم ها و لحظات سخت با من گریه کرده و دلداری ام داده است.

مانند یک دوست در تنهایی ها دستم را گرفته، مانند یک معلم هر آنچه می دانسته به من یاد داده، مانند یک مراقب اشتباهاتم را تذکر داده و برای این که به آرزوهایم برسم از آرزوهای خودش گذشته است.

مادرم فرشته ای است که خداوند بال هایش را گرفته و او را به شکل انسان به زمین فرستاده تا من هیچ وقت احساس تنهایی نکنم. فرشته ای که هروقت اشک روی صورتم جاری شد آن ها را پاک کرد و وقتی بیمار شدم پروانه وار کنارم چرخید و از من پرستاری کرد. مادر یعنی دلسوز و بی قرار، مادر یعنی امید در سختی ها، مادر یعنی رایحه ی خوش گل ها، مادر یعنی تمام وجود ما.

مادرم دوستت دارم، اشک های گوشه چشمت را هنگام موفقیتم دوست دارم، نگاه مادرانه ات را هنگام جدایی ها دوست دارم و تا ابد محتاج دستانت هستم، محتاج دستانی که سرم را نوازش می کرد، محتاج دستانی که پارچه ی خنک بر پیشانیم نهاد.

ای مادرم، ای کسی که هر چه گویم تلافی جانسوزی هایت نمی شود. ای کسی که آوردن نامت پر افتخار تر از قهرمان شدن در جهان است به خاط تمام خوبی هایی که در حقم کردی و من نادیده گرفتم مرا ببخش.

انشاء درباره روز مادر برای کلاس ششم

انشاء درباره روز مادر برای کلاس ششممادر من خیلی مهربان است و من سعی می کنم قدر وی را بدانم. او صبح ها مثل خورشید خانم خانه ما را روشن می کند. من فکر می کنم مادرم توی صورتش یک گل زیبا دارد، وقتی برای رفتن به مدرسه من را بیدار می کند گل صورت او به من لبخند می زند.هر وقت سرم را روی سینه اش می چسبانم بوی خوب ان گل زیبا را می فهمم و شاد می‌شوم و صورتش را می بوسم.

مادرم با من بازی می کند، برایم غذا های خوشمزه می پزد، خانه ما هرروز پر از شادی و خنده است چون مادرم خیلی خوب و مهربان است.من مادرم را خیلی دوست دارم و جای او در قلب من است. سعی می کنم خوب به حرف هایش گوش کنم و به او احترام بگذارم ودر کارها به او کمک کنم. چون خدا در قرآن فرموده است: “به پدر و مادر خود نیکی کنید.”

مادرم خیلی مهربان است او حتی اگر عصبانی شود بلافاصله سعی می کند تا من را خوشحال کند. او همیشه من را به خواندن درس هایم تشویق می کند و می گوید بهترین کاری که باعث خوشحالیش می شود این است که من در درس هایم موفق باشم. امیدوارم بتوانم محبت های مادرم را جبران کنم و کاری نکنم که مادرم از من دلخور و ناراحت شود.

ونیسا

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید