شعر کوتاه برای میلاد پیامبر | اشعار کوتاه ولادت حضرت محمد (ص)

اشعار کوتاه برای ولادت حضرت محمد (ص)

برای تبریک ولادت حضرت محمد (ص) می توانید از اشعار کوتاه استفاده کنید. در این مقاله شعر کوتاه برای میلاد پیامبر گرد آوری شده است که می توانید به عنوان تبریک برای دوستان، همکاران و اطرافیان خود ارسال کرده و این روز خجسته را تبریک بگویید.

ماه ربیع الاول، ماه جشن و سرور اهل بیت (ع) می باشد زیرا در این ماه خجسته و فرخنده پیامبر اکرم (ص) چشم به جهان گشودند. همه شیعیان و اهل تسنن در این ماه میلاد پیامبر را جشن می گیرند و بسیار شاد و خوشحال می باشند. شما هم می توانید با ارسال یک پیامک زیبا و شعر های زیبا این روز فرخنده را به خانواده، دوستان و …. تبریک بگویید. در این پست شعر کوتاه برای میلاد پیامبر گرد آوری شده است، با ما همراه باشید.

مجموعه اشعار زیبا و کوتاه برای ولادت پیامبر اکرم (ص)

شعر کوتاه برای میلاد پیامبر

شب را سحر آمد که محمد آمد

روز ظفر آمد که محمد آمد

بتهای حرم شکست و زان بشکستن

فریاد برآمد که محمد آمد

شعر کوتاه میلاد پیامبر

ای شاه سوار ملک هستی

سلطان خرد به چیره دستی

ای ختم پیمبران مرسل

حلوای پسین و ملح اول

سر خیل تویی و جمله خیلند

مقصود تویی همه طفیلند

شعر کوتاه در مورد میلاد پیامبر اکرم

امشب سخن از جان جهان باید گفت

توصیف رسول  انس و جان باید گفت

در شام ولادت دو قطب عالم

تبریک به صاحب الزمان باید گفت

شعر کوتاه در مورد میلاد پیامبر

صدای بال و پر جبرئیل می آید

شب است و ماه به آغوش ایل می آید

لب کویر پس از این ترک نخواهد خورد

که ساقی از طرف سلسبیل می آید

شعر کوتاه درباره تولد پیامبر

در عرصه بیدادگری، دادگر آمد

تکبیر بگویید که هجران به سر آمد

تهلیل برآرید که پیغامبر آمد

پیغامبر از بهر نجات بشر آمد

شعر کوتاه برای تولد پیامبر

ماه فرو ماند از جمال محمّد

سرو نباشد به اعتدال محمّد

قدر فلک را کمال و منزلتی نیست

در نظر قدر با کمال محمّد

شعر کوتاه از میلاد پیامبر

محمد زینت نام جهان است

چه خوشبوتر از آن اندر دهان است

نزائیده کسی همچون محمد

که نور روی وی رنگین کمان است

شعر کوتاه در مورد میلاد پیامبر (ص)

صلّی اللهُ علیکَ یا احمد

یا سیدی مدد یا محمد…

قرآنِ ناطق تویی روحِ حقایق

خوش آمدی خوش آمدی امامِ صادق

مدیحه خوانَت شده یاس و شقایق

خوش آمدی خوش آمدی امامِ صادق

از بَرْکتِ وجودِ تو آگاهِ از حقایقیم

اشعار کوتاه برای ولادت پیامبر

انتظار آمد به سر اى بیقراران تهنیت

شد خزان سر، آمده فصل بهاران تهنیت

جلوه گر گردیده حق اى حق شعاران تهنیت

ساقى از ره مى‏رسد جمع خماران تهنیت

هراس و دلهره خواهد رفت همان شبی که تو می‌آیی

همان شب آمنه می‌بیند درون چشم تو دنیایی

همین که آمده‌ای از راه، قریش محو تو شد

ای ماه! یتیم کوچک عبدالله! ببین نیامده، آقایی

در خلوت شب آمنه زیبا پسری زاد

تنها نه پسر بر بشریت پدری زاد

در فتنه بیدادگران دادگری زاد

چشم همه روشن که چه قرص قمری زاد

لباس خاطره را از حریر عشق بدوز

حلیمه! نزد تو فردی اصیل می آید

نگاه آمنه از این به بعد می خندد

چرا که معجزه ای بی بدیل می آید

شعر های کوتاه برای تولد حضرت محمد

رحمت فراوان آمده ظلمت به پایان آمده

زیباترین مخلوق ربّ احمد نمایان آمده

او آمده تا رحمت حق را به ما اهدا کند

تنها زحق دم مى‏زند تا سرّ حق افشا کند

ای حق نیافریده کسی را مثال تو

خورشید جلوه ایست ز نور  جمال تو

ای محرم حریم خداوند ذو الجلال

ای عقل مانده  مات ز جاه و جلال تو

در عرصه بیدادگری ، دادگر آمد

تکبیر بگویید که هجران به سر آمد

تهلیل برآرید که پیغامبر آمد

پیغامبر از بهر نجات بشر آمد

روزی کـه شکوه باغ گُل دیدن داشت

با مقدم دوست جزء وکُل دیدن داشت

در دامن آمنه چنان خورشیدی

انوار رُخ ختم رُسل دیدن داشت

شعر کوتاه برای میلاد حضرت محمد

کویِ تو را جارو زدم با اشک و مژگان

از من نگیر این دیده یِ رُفتگرم را

گریه نشانِ قلبِ پاک و صاف باشد

از دست دادم مدتی چشم ِ ترم را

غار ِ حرا یعنی همان گوشه نشینی

باید کمی خلوت کنم دور و برم را

شعر کوتاه تولد حضرت محمد

به هیچ آینه جز حیدر، نه پادشاه و نه پیغمبر

شکوه و حُسن تو را دیگر، خدا نداده به تنهایی

به دختران نهان درگل، ببار ساقی نازک دل

ببار تا بشود نازل به قلب پاک تو زهرایی

شعر کوتاه در مورد میلاد حضرت محمد (ص)

گل قشنگ بنی هاشم، سلام بر تو ابوالقاسم

دلم کنار تو شد مُحرم، ندیده خوش‌تر از این جایی

چنان کنار ابوطالب، ستوده حُسن تو را یثرب

که وحی شد به دل راهب همان ستوده عیسایی

شعر کوتاه درباره تولد حضرت محمد

امشب سخن ازجان جهان بایدگفت

توصیف رسول(ص) انس و جان باید گفت

در  شـــــام  ولادت دو  قــطب عالم

تبریک به  صــاحب الزمان (عج) باید گفت

شعر کوتاه برای تولد حضرت محمد

به هیچ آینه جز حیدر، نه پادشاه و نه پیغمبر

شکوه و حُسن تو را دیگر، خدا نداده به تنهایی

به دختران نهان درگل، ببار ساقی نازک دل

ببار تا بشود نازل به قلب پاک تو زهرایی

شعر کوتاه از تولد حضرت محمد

در این هزاره ظلمانی از آن ستاره که می‌دانی

برای این شب توفانی کمی بخوان دل دریایی!

بخوان که در عرفاتم من، کنار آب حیاتم من

طنین یک صلواتم من به شوق این همه زیبایی

اشعار کوتاه درباره تولد حضرت محمد

کویِ تو را جارو زدم با اشک و مژگان

از من نگیر این دیده یِ رُفتگرم را

گریه نشانِ قلبِ پاک و صاف باشد

از دست دادم مدتی چشم ِ ترم را

غار ِ حرا یعنی همان گوشه نشینی

باید کمی خلوت کنم دور و برم را

در این هزاره ظلمانی از آن ستاره که می‌دانی

برای این شب توفانی کمی بخوان دل دریایی!

بخوان که در عرفاتم من، کنار آب حیاتم من

طنین یک صلواتم من به شوق این همه زیبایی

دو چشمِ آمنه بر روی احمد

گره خورده دلش بر موی احمد

گهی خندان گهی محو تماشا

چو می‌بیند خمِ ابروی احمد

وحی شد بر مصطفی برخیز، اقرأ باسم ربّک

ای حبیب من ز جا برخیز، اقرأ باسم ربّک

تیره شد رخسار گیتی، خیره شد دیو تباهی

چیره شد جهل عِما برخیز، اقرأ باسم ربّک

شعرهای کوتاه و زیبا در مورد تولد حضرت محمد (ص)

ز آسمان دل من خورشید و مه برآمد

شب میلاد احمد (ص) با پور حیدر آمد

همه شادی نمایید که میلاد نبی شد

جلوه ی نور صادق ز بعدش منجلی شد

بوستانی از حیا چشمان او

 

صبح افتاده است ازمژگان او

 

آسمان جاری ز سرو قامتش

 

بحر ایزد از سر انگشتان او

 

خواند زبان دلم ثنای محمد(ص)

ماند خرد خیره در لقای محمد(ص)

دیده دل، جام جم به هیچ شمارد

سرمه کند گر زخاک پای محمد(ص)

شعر زیبای کوتاه میلاد پیامبر

به آمنه بنت وهب، خدا عطا کرده پسر

پسر چه گویم که به خلق، خدا عطا کرده پدر

شعر زیبا برای تولد پیامبر اکرم

ای روشنی تبار تو و نور تیره ات

ای آسمانیان زمین هم عشیره ات

ای لحظه لحظه زندگی ات آیه آیه صبح

آئینه دار سوره ی شمس است سیره ات

اشعار کوتاه و خاص به مناسبت ولادت پیامبر اکرم(ص)

حق چو دید آن نور مطلق در حضور

آفرید از نور او صد بحر نور

آفرینش را جز او مقصود نیست

پاک دامن تر زاو موجود نیست

گزینم قران است و دین محمّد

همین بود ازیرا گزین محمّد

یقینم که من هر دُوان را بورزم

یقینم شود چون یقین محمّد

کلید بهشت و دلیل نعیم

حصار حصین چیست؟ دین محمّد

محمّد رسول خدای است زی ما

همین بود نقش نگین محمّد

بوستانی از حیا چشمـان او
صبح افتاده است ازمژگان او
آسمان جاری زسرو قامتش
بحر ایزد از سر انگشتان او
ممکن است شما دوست داشته باشید
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.